لنکران . بهشت ایران شمالی

بررسی پیوند ایده پان آذریسم با سیاست تخریب مساجد در باکو

پان آذریسم ( آذربایجانچی لیق ) و

سیاست مسجدستیزی

 

دکترعارف محمدزاده / عضو تحریریه مجله ایران شمالی

 

 هر حکومتی با توجه به نحوه شکل گیری ، هدف سران حکومت  و عوامل دیگر ، « ایدئولوژی حکومتی یا ملی » خاص خود را دارد. حکومتی که برآمده  از اراده مردم باشد، ایدئولوژی آن نیز « ایدئولوژی ملی » نامیده می شود. فی المثل تشکیل حکومت شیعی در ایران برآمده از نهضت مردمی به رهبری شاه اسماعیل صفوی بود ، این حکومت با حمایت  و اراده ملت ایران  شکل گرفت و با اراده ملی ، دولت فراگیرشیعه  در ایران تشکیل  شد . اراده مردم در تشکیل دولت شیعه نیز منطبق بر حقیقت ، و منبعث از نظریه حکومتی اسلام راستین بود .تشکیل دولت شیعه ، یک هدف بزرگ  تاریخی بود که با پرچمداری شاه اسماعیل صفوی تحقق یافت. این دولت ، چنان در اعتقادات و خواست مردم ، ریشه داشت که با گذشت بیش از پانصد سال ، علیرغم تحولات فراوان و تلاش برای استحاله حکومت با نصب افرادی امثال رضاخان در راس امور توسط ب استعمار ، مذهب رسمی ملت ایران ، مذهب شیعه است. اما برخی حکومتها هستند که بر اساس اراده مردم شکل نگرفته اند و حوادث تاریخی یا جنگها یا اشغال سرزمینهای یک کشور یا علل دیگر ،موجب شکل گیری این حکومتها شده است. دولت باکو از اینگونه حکومتها است. این دولت تا قبل از فروپاشی شوروی (سال 1991) ، به عنوان یک دولت مستقل هیچگونه سابقه تاریخی ندارد ، تنها در دوره جنگ جهانی اول بعد از شکست عثمانی در اروپا ، سران عثمانی در سایه ضعف نظامی روسیه به قفقاز لشکر کشی کرده ، و دولت موقتی تشکیل دادند که به دولت مساوات معروف است . حیات این دولت خودخوانده نیز بعد از پایان جنگ جهانی اول و با ورود نیروهای  کمونیست به باکو و فعالیت کمونیستهای محلی آذری به پایان رسید. بررسی نحوه شکل گیری  دولت باکو بعد از فروپاشی شوروی ، به روشنی حاکی از آن است که این دولت بر اساس اراده ملی شکل نگرفته است. بعد از فروپاشی شوروی ، آشفتگی سیاسی و درگیریهای داخلی و تاثیر مناقشه قره باغ بر جمهوری نوپیدا حاکم شد و در این وضعیت آشفته ، هر گروه و جریان سیاسی به دنبال تصاحب قدرت بود.

شوروی فروپاشید و « ایاز مطلب اف » به عنوان بازمانده از دوره سابق و امضا کننده سند استقلال جمهوری نوپا ،همچنان قدرت را در دست داشت ، اما جریان پان ترکیستی « حزب جبهه خلق » که از حمایت امریکا ، اسراییل و ترکیه برخوردار بود ، با راه اندازی آشوب و اغتشاشهای پی در پی از باکو تا نخجوان ، و در حالی که صدها هزار آواره و بیخانمان و مجروح و کشته  ناشی از مناقشه قره باغ بر جای بود ، برای تصاحب قدرت تلاش کردو فردی به نام ابوالفضل علی اف ( معروف به ائلچی بیگ ) به قدرت رسید  و به شکل علنی شعارهای پان ترکیستی مانند تشکیل دولت بزرگ توران از ترکیه تا چین ، تجزیه آذربایجان ایران و ... را سر داد. در این وضعیت که هر روز بخشی از خاک ایران شمالی ( جمهوری نوپای آذربایجان ) در کام مناقشه قره باغ بلعیده می شد ، رییس دولت باکو ، بی وقفه در مصاحبه ها و سخنرانی ها ، شعارها ی پان ترکیستی سر می داد . وی آشکارا خواستار حمایت  افزونتر امریکا و اسراییل از تجزیه ایران بود و به همین جهت نیز با موافقت وی ، سفارت دولت صهیونیستی در باکو افتتاح و پرچم صهیوینسم بر بام باکو به اهتزاز درآمد.

سیاست و جهان بینی ایلچی بیگ ، جهان بینی و سیاست پان ترکیستی بود . در دوره حکومت ایلچی بیگ ، پان ترکیسم به عنوان «  ایدئولوژی ملی ! » جمهوری آذربایجان جدید ( ایران شمالی ) معرفی گردید و سیاستهای دولت باکو نیز در روابط با کشورهای مختلف بخصوص همسایگان  براین اساس استوار بود . ناامنی ها و اغتشاشات و درگیریهای داخلی مانند قیام سرهنگ صورت حسین اف در گنجه  و لشکرکشی وی به سوی باکو و ناتوانی ایلچی بیگ در مدیریت مناقشه قره باغ و مسایل دیگر به سقوط دولت پان ترکیستی ایلچی بیگ منجر شد ، در حالی که نه در برامدن پیدایش این دولت پان ترکیستی و نه در سقوط وی ، مردم نقش نداشتند.

با کنار رفتن ایلچی بیگ از صحنه ، حیدر علی اف سیاستمدار کهنه کار و از اعضای سابق حزب کمونیست شوروی که سالها از عمر خود را در خدمت سازمان جاسوسی شوروی سپری کرده بود ، به قدرت رسید  و باز هم مردم در این بازی ، فقط نقش تماشاگر داشتند. بعد از به قدرت رسیدن حیدر علی اف ، وی با اجرای  چندین عملیات سیاسی   و امنیتی  و اقتصادی مانند امضای موافقت نامه آتش بس با ارمنستان ، سرکوب اسلامگرایان و تشکلهای مدافع قره باغ ، واگذاری امتیازهای کلان نفتی به امریکا و انگلستان ، گسترش روابط با صهیونیسم ، قدرت خود را تثبیت کرد و اعلام کرد که : « پان آذریسم ( آذربایجانچی لیق ) ایدئولوژی ملی و دولتی جمهوری آذربایجان ( ایران شمالی ) است . » و باز هم مردم در این ماجرا نقشی نداشتند. اینکه  یک مکتب سیاسی  که مبانی آن ضد اسلام است ،مانند پان ترکیسم یا پان آذریسم به عنوان « ایدئولوژی ملی » اعلام شود ، یادآور اقدامات دیکتاتورهایی مانند رضاخان و آتاترک بود که در سایه پان ترکیسم و پان ایرانیسم ، به مبارزه علنی با اسلام برخاستند و جریان کشف حجاب و ممنوعیت لباس روحانیت  و تعطیلی مساجد و هیاتهای عزاداری و ... را راه انداختند.  قابل پیش بینی بود که  حیدر علی اف نیز همانند رضاخان و آتاترک به مبارزه علنی با اسلام بر خواهد خاست ، این اقتضای « پان آذریسم » ( آذربایجانچی لیق ! ) است ، همانگونه که اقتضای پان ترکیسم آتاترکی و پان ایرانیسم رضاخانی بود. نخستین مسجدی که به دستور حیدرعلی اف تخریب شد ، مسجدی واقع در «کؤهنه گونشلی » بود که اعتراض مردم را بر انگیخت . حذف « مسجد » از زندگی مردم ، همواره یکی از اهداف مهم حکومتهای دیکتاتوری و وابسته در کشورها و مناطق مسلمان نشین بوده است .

 

یکی از گسترده ترین اقدامات ضد دینی  دولت کمونیستی شوروی سابق بخصوص در دوره حاکمیت استالین ، حذف مساجد از زندگی مردم در مناطق مسلمان نشین بود.  طی دوره کمونیستی که حدود هفتاد سال به طول انجامید ، دولت مسکو 99 در صد مساجد را تعطیل و یا تغییر کاربری داد . به گونه ای که بسیاری از مساجد در سراسر مناطق مسلمان نشین شوروی و از جمله منطقه ایران شمالی ( جمهوری سوسیالیستی آذربایجان شوروی ) برای همیشه تعطیل و یا به انبار کالا و غلات و حتی مراکز آموزش موسیقی و ... تبدیل شدند. دولت شوروی برای استفاده تبلیغاتی  و برای فریب افکار عمومی  کشورهای اسلامی ، تنها برخی مساجد تاریخی در مراکز جمهوریهای مسلمان نشین را باز نگه میداشت و در این مساجد نیز اغلب ماموران سازمان اطلاعات و امنیت شوروی در نقش روحانی فعالیت میکردند. با آغاز روند فروپاشی شوروی  در دوره گورباچف و سست شدن شیرازه اقتدار دولت کمونیستی ، فعالان اسلامی در ایران شمالی به طور خودجوش نسبت به بازگشایی مساجد اقدام کردند. 

بازگشایی مساجد یکی از مطالبات دایمی مسلمانان بود و به همین جهت نیز به محض فراهم شدن امکان بازگشایی مساجد ، مسجدهای باکو و شهرهای دیگر از جمله گنجه ، نخجوان ، لنکران ، ماساللی و.... و زیارتگاههای مقدس  مانند زیارتگاه بی بی هیبت و بی بی رحیمه بازگشایی شدند و شیعیانی که دهها سال از امکان انجام اعمال مذهبی محروم بودند، نسبت به تعمیر و بازسازی اماکن مقدس اقدام کردند.

در فاصله سالهای 1991 ( فروپاشی شوروی و امضای سند استقلال جمهوری آذربایجان توسط ایاز مطلب اف ، نخستین رییس  دولت باکو بعد از استقلال)  تا 1994 ( روی کار آمدن  کمونیست پرسابقه  و از مسوولان ارشد سازمان ک گ ب ؛ حیدر علی اف  و امضای توافق آتش بس با ارمنستان )  به دلیل مناقشه قره باغ و درگیریهای سیاسی داخلی و جنگ قدرت و فلاکت اقتصادی و گرسنگی ، حاکمان باکو فرصتی برای سرکوب گرایشات مذهبی مردم نداشتند ،اما با روی کار آمدن حیدر علی اف و  هماهنگی دقیق وی با امریکا برای طرحریزی آینده  کشور ، تلاش گسترده ای برای پیشگیری از گسترش روحیات مذهبی و ظهور مذهب در جامعه آغاز شد . حیدر علی اف در نخستین اقدام به سرکوب گسترده " حزب اسلام " دست زد . ساختمانهای این حزب را تسخیر کرد .حملات شبانه ماموران امنیتی به سبک دوره شوروی به  خانه های فعالان اسلامی آغاز شد . سران حزب دستگیر و تحت شکنچه های وحشیانه قرار گرفتند . « علی اکرام علی اف » از فعالان اسلامی که بعد از فروپاشی شوروی حزب اسلام را تاسیس کرده بود به 11 سال زندان محکوم گردید و برخی از اعضای عالیرتبه حزب نیز تحت شکنچه به شهادت رسیدند . این نخستین رویارویی حیدر علی اف با اسلام واسلامگرایان بعد از فروپاشی بود . در حقیقت حیدر علی اف نشان داد که همچنان و به شدت به آموزه های  مکتب استالین در مبارزه با مذهب و دین وفادار است.

حیدر علی اف از آن بیم داشت که اسلامگرایان تحت فشارهای شدید دولت دست به اسلحه ببرند و به همین جهت کوشید تا مانع از این کار شود . وی پس از آنکه به امریکا نشان داد در سرکوب اسلامگرایان جدی است ، کوشید تا فضاهایی کنترل شده و بسیار محدود برای فعالیت های  اسلامگرایان باقی بگذارد تا هم از زیر زمینی شدن فعالیتهای اسلامگرایان جلوگیری کند و هم  از وجود حزب اسلام ( در قالب شیر بی یال و دم ) به عنوان نشانه ای برای دمکراسی ادعایی خود سوء استفاد نماید. از سوی دیگر حیدر علی اف همواره به دنبال این بود که به امریکا نشان دهد که اسلامگرایان در ایران شمالی ( جمهوری آذربایجان ) خطری برای دولت باکو و نیز منافع امریکا محسوب میشوند و اگر علی اف از قدرت کنار نهاده شود این اسلامگرایان هستند که قدرت را در دست خواهند گرفت . در حالی که واقعیت چیز دیگری بود و حیدر علی اف بدینوسیله  و اقدامات دیگر از جمله گسترش روابط با رژیم صهیونیستی ، واگذاری منابع نفتی به شرکتهای امریکایی و غربی ، واگذاری امکانات نظامی  و زمین و آسمان کشور به امریکا در جریان اشغال افغانستان و عراق  ، میکوشید تا از حمایت امریکا برای تداوم حاکمیت خود بهره برداری کند  که البته این سیاست،  منافع امریکا را در حد عالی تامین می کرد و به همین دلیل امریکا هرگز دولت حیدر علی اف را به خاطر سرکوب شدید نیروهای مخالف حتی غربگرایان افراطی مانند احزاب جبهه خلق و مساوات نکوهش نکرد.

با این همه حیدر علی اف از ظهور مذهب در جامعه به شدت نگران بود . وی که در جریان انقلاب اسلامی ایران - وقتی که دردولت مسکو مسوولیت معاون نخست وزیر را برعهده داشت - از گستره و عمق نیروی مذهب و مذهبی های انقلاب برای ایجاد دگرگونی در جامعه آگاهی یافته بود همواره از آن بیم داشت که حکومتش توسط جنبش اسلامی متزلزل و منهدم شود. بنابر این باز هم به مکتب استالین بازگشت . استالین و کمونیستهای شوروی چگونه با مذهب مبارزه کردند ؟ وی پاسخ این سوال را به خوبی میدانست ، چرا که  عمر خود را در مکتب استالین سپری کرده بود. نخستین اقدام حیدر علی اف بعد از سرکوب اسلامگرایان متشکل در قالب حزب اسلامی ، به سوی مساجد معطوف شد . مسجد جامع ( جمعه ) به عنوان سمبل فعالیت جوانان اسلامگرا در باکو محسوب میشد . این مسجد تاریخی هویت اسلامی – ایرانی دارد و شعر زیر از صدها سال قبل بر سر در آن نقش بسته است :

گشاده باد به دولت همیشه این درگاه

به حق اشهد ان لااله الا الله

 

حیدر علی اف در نخستین اقدام به تعطیلی این مسجد تاریخی دست زد . امام جماعت مسجد ( ایلقار ابراهیم اوغلو ) دستگیر و زندانی گردید . علی اف در مرحله بعد آموزش قرآن در مساجد را ممنوع کرد . این در حالی است که آموزش قرآن کریم در مدارس دولتی و غیر دولتی نیز ممنوع است . معروف است که وی خطاب به معلمان آموزش و پروش گفت : « به جای آموزش قرآن به دانش آموزان تاریخ آذربایجان و موسیقی یاد بدهبد »

حیدر علی اف حوزه های علمیه را که بعد از فروپاشی شوروی درشهرهای مختلف تاسیس شده بود ، تعطیل کرد اما به دلیل مواجهه با مرگ نتوانست اقدامات استالینی خود را ادامه دهد . وی هنگامی که در یک مرکز نظامی در حال سخنرانی بود ناگهان از پشت تریبون فرو افتاد و در حالی که دستش را بر روی قلب خود گذاشته بود گفت : « چه کسی مرا زد ؟ » حدود بیست دقیقه بعد وی دوباره به پشت تریبون آمد تا سخنرانی خود را ادامه دهد اما باز هم فرو افتاد اما برای همیشه ... بدینگونه دفتر زندگی  وی برای همیشه در این دنیا بسته شد.اما در آنسوی ، بر وی چه می گذرد ؟

پرونده زندگی حیدر علی اف بسته شد ،اما پرونده مبارزه با مذهب در دولت باکو بسته نشد . و البته مبارزه با دین و مذهب ، معطوف به اسلام و اسلامگرایان است و فعالان ادیان غیر اسلامی مانند مسیحیت و یهودیت و حتی فرقه های ساختگی مانند بهاییت ، وهابیت ،  شیطان گرایی و...از سوی دولت باکو محدودیتی ندارند . مثلا هر یهودی در باکو میتواند کاندیدای نمایندگی مجلس شود ، اما فعالان دینی مسلمان حق  ندارند کاندیدای نمایندگی مجلس شوند. نواختن زنگ کلیساها ممنوع نیست ، اما پخش صدای اذان از مساجد ممنوع است . ساختن کنیسه ها توسط یهودیان مانعی ندارد اما مسلمانان نه تنها نمیتوانند مساجد تازه ای احداث کنند بلکه مساجد ساخته شده یک به یک توسط دولت تخریب میشود.

مقامات باکو اعلام کرده اند که میخواهند بر مساجد تسلط بیشتری داشته باشند ،چرا که ممکن است مورد استفاده نیروهای افراطی و مسلح قرار گیرد و نیز به برخی اقدامات عناصر مسلح اشاره کرده اند . این در حالی است که تاکنون گروههای شیعه در هیچ اقدام مسلحانه ای در جمهوری آذربایجان ( ایران شمالی ) دست نداشته اند و تنها عناصر و محافل و گروههای وهابی و سلفی سنی درگیریهای معدودی با دولت باکو داشته اند . آن هم در حالی که برخی از نیروهای ارتش و سازمانهای مسلح دولت باکو به این گروهها پیوسته و در حمایت از آنها نقش داشته اند . اگر قرار باشد به دلیل احتمال استفاده عناصر افراطی ( وهابی ) از مساجد ، مساجد شیعیان را تخریب و تعطیل کرد  ، چرا با و جود استفاده این گروهها از افسران و درجه داران ارتش ، پادگانهای باکو تخریب نمیشود ؟

در هر حال به نظر میرسد  دولت باکو در مبارزه با مساجد و اسلامگرایان ؛

-         تحت فشارها و توصیه های بیرونی  بخصوص  امریکا و اسراییل است.

-         دولتمردان باکو اغلب تربیت شدگان دوره کمونیسم هستند و ضدیت عمیقی با مذهب دارند و به همین دلیل مبارزه با مذهب و دین به عادت سیاسی آنها تبدیل شده است .

-         دولت باکو و متحدینش مانند دولت صهیونیستی و امریکا، ظهور مذهب در کشور را به معنای موفقیت ایران میدانند. چرا که ایران دارای یک حکومت اسلامی است.

- مسجد ، از آغاز اسلام « سنگر مسلمین » بوده است و جنبش اسلامی ایران شمالی ( جمهوری آذربایجان ) نیز به مسجد تکیه دارد . و بدینگونه دولت باکو می خواهد با تخریب مساجد یا تعطیلی آنها – به سبک دوره کمونیستی – مسلمانان و بخصوص جوانان را از مسجد و محراب و منبر جدا سازد.

اما  اگر دولتمردان باکو اندکی دوراندیشی داشته باشند و سرنوشت شوروی  را از نگاه عبرت بنگرند، درمی یابند که حذف مذهب و مسجد از جامعه حتی  به قیمت ریختن خون میلیونها انسان نیز ممکن نیست و تنها نتیجه ای که دولت باکو میتواند از تداوم مبارزه با مسجد و مذهب به چنگ آورد ،کسب نفرت عمومی است . به هر حال و علیرغم حاکمیت هفتاد ساله کمونیستها بر مسلمان قفقاز جنوبی ( با اکثریت قریب به اتفاق شیعه ) این واقعیت قابل تغییر نیست که مردم ایران شمالی  مسلمان  هستند و یک جامعه اسلامی نمیتواند بدون مسجد باشد . تلاش دولت باکو برای تخریب و تعطیل و حذف مساجد از جامعه تنها ماهیت ضد اسلامی این دولت برای مردم روشنتر میسازد.

علیرغم اعتراضهای مداوم مسلمانان ایران شمالی ، اقدامات خشن دولت باکو در تخریب مساجد ادامه یافت. موضوع به رسانه های جهان اسلام کشیده شد. در ترکیه علاوه بر واکنش رسانه ها ، تظاهراتی در اعتراض به اقدامات ضد اسلامی دولت باکو برگزار شد. در ایران – بخصوص در تهران و تبریز و قم – علما و مردم به شدت واکنش نشان دادند. مردم تبریز بخصوص دانشجویان و طلاب علوم اسلامی با برپایی تجمع در مقابل کنسولگری دولت باکو ، از الهام علی اف خواستند تا دست از تخریب مساجد بردارد ، با این حال هر روز خبر تازه ای از تلاش دولت باکو برای تخریب مساجد منتشر می شد.  در این موقعیت ، مراجع تقلید از جمله حضرات آیات عظام سبحانی تبریزی ، صافی گلپایگانی ، مکارم شیرازی و... طی نامه ها و سخنرانی ها خطاب به الهام علی اف ، وی را مورد نصیحت قرار داده و هشدار دادند .

 بی توجهی دولت باکو و الهام علی اف به اعتراضات مردم تبریز و قم و حتی نصایح مشفقانه و هشدارهای روشن مراجع عظام تقلید موجب شد حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی طی سخنانی پیرامون تخریب مساجد در ایران شمالی اظهار داشتند : « به صراحت می گوییم که اگر تخریب مساجد در جمهوری آذربایجان ( ایران شمالی ) ادامه  پیدا کند ،حکم مقاومت میدهیم و اعلام می کنیم که هر کسی در این راه کشته شود ، شهید است. »

صدور چنین حکمی از سوی حضرت آیت الله مکارم شیرازی ، میتوانست تبعات ویرانگری برای دولت باکو در پی داشته باشد. مردم مسلمان ، با تمام امکانات به مقاومت در برابر تخریب مساجد و ماموران دولت برمی خاستند و در صورت وقوع اینگونه درگیری گسترده میان مردم و دولت ضد اسلامی ، دولت باکو به صورت سریع رو به آشفتگی و زوال و سقوط می نهاد. هشدار حضرت آیت الله مکارم شیرازی ، مقامات باکو در آشفتگی فروبرد. پیش از آن دولت باکو از طریق نشریات و رسانه های جیره خوارخود ، اعلام میکرد که ؛« مراجع و علمای ایران در امور داخلی ما حق دخالت ندارند ! » اما بعد از هشدار این مرجع عالیقدر ، مقامات باکو تخریب مساجد را متوقف کردند.

اگر چه تخریب مساجد به علت هراس دولت باکو از صدور حکم مقاومت توسط مراجع تقلید متوقف شد ، اما دولت باکو ، روشهای دیگر خود را برای مبارزه با اسلام گسترش داد. از جمله این روشها ، گسترش دستگیریها فعالان جنبش اسلامی و ترور آنها با اقدامات خاص مانند تزریق داروهای کشنده به زندانیان ، مبتلا کردن زندانیان به بیماریهای مهلک ، کشتن فعالان موثر جنبش اسلامی با استفاده از گاز و اعلام « گازگرفتگی » به عنوان علت مرگ و... می باشد. یعنی دولت باکو در حالی  که نمی تواند سیاست « تخریب مساجد » را اجرا کند ، به سیاست دستگیری و کشتن « اهل مسجد » اقدام می کند.

 اما سخن این است که ؛ آیا این سیاست میتواند مانعی در مسیر حرکت دولت باکو به سوی زوال و تباهی و سقوط ایجاد کند ؟ آیا دولت شوروی سابق – که قدرت دولت باکو در قیاس با آن در حد صفر است – توانست با اجرای سیاستهای ضد دینی و تخریب وتعطیلی مساجد و قتل و تبعید صدها هزار مسلمان ، به حاکمیت خود ادامه دهد ؟ رضاشاه و محمدرضا پهلوی در ایران ، صدام درعراق ، بن علی در تونس ، انورسادات و حسنی مبارک در مصر و... که با اسلام و مسجد و محراب و منبر و حجاب ، همانند الهام علی اف مبارزه می کردند و از حمایتهای امریکا و انگلیس و شوروی سابق و متحدان آنها نیز برخوردار بودند ، عاقبت چه سرنوشتی یافتند ؟ این سرنوشت ، تقدیر محتوم آن کسی است که در باکو فرمان به تخریب و تعطیلی مساجد و ممنوعیت حجاب وآموزش قرآن داده است ... این را خواهیم دید ، همچنانکه سرنوشت دیگران را دیدیم !

 

 منبع : مجله ایران شمالی / شماره ۱۳ و ۱۴

+ علی همت زاده ; ۳:٢٢ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۳/٦/۱٩
    پيام هاي ديگران ()   

جایزه سفیر ایران در باکو به " آینس " به خاطر 20 سال فعالیت ضد ایرانی

اعطای مجوزرسمی فعالیت  در ایران به شبکه صهیونیستی باکو

 

شبکه تلویزیونی " آینس " ( آ . ان . اس) باکو که از ابتدای تاسیس به فعالیت تبلیغاتی علیه جمهوری اسلامی ایران ، و فعالیت به نفع رژیم صهیونیستی  اشتغال دارد ، مجوز فعالیت رسمی در جمهوری اسلامی ایران را از دست سفیر ایران در باکو دریافت کرد.

به گزارش واحد خبر حرکت ازادیبخش ایران شمالی به نقل از سایت «آینس پرس»، این مجوز در دیدار محسن پاک آیین سفیر کشورمان در جمهوری آذربایجان با «واحد مصطفی یف» رئیس شبکه آینس به وی ارائه شد.

این شبکه تلویزیونی که به ظاهر شبکه خصوصی تلقی می شود ،اما همه میدانند که در قلمرو دولت باکو ، شبکه های خصوصی مانند آینس ، لیدر ، آ تی وی  در واقع شبکه هایی هستند که به حکومت باکو وابسته هستند و عملکرد آنها نیز از بدو تاسیس  موید همین نظر است . اما در این میان شبکه تلویزیونی آینس در فعالیت علیه جمهوری اسلامی ( فعالیت ضد تمامیت ارضی ایران ، حمایت تبلیغاتی از گروهکهای ضد انقلاب و تجزیه طلب ، پوشش خبری فعالیتهای تجزیه طلبان وابسته و بزرگنمایی آنها ، تبلیغات علیه فعالیتهای روزمره نهادهای ایرانی در باکو ، هماهنگی با رسانه های غرب در جریان مسایلی مانند فتنه 88 و رویدادهای مختلف از جمله زلزله ارسباران و...اغتشاشات بیگانه گرایان در موارد مختلف) گوی سبقت را از دیگر شبکه های تلویزیونی باکو ربوده است.

صدور مجوز فعالیت رسمی در ایران به این شبکه تلویزیونی توسط سفیر ایران ، در حالی است که این شبکه با سفارت رژیم اشغالگر قدس در باکو ارتباطات نزدیک دارد و از چند سال پیش نیز دفتر نمایندگی خود را در فلسطین اشغالی دایر کرده است. گفته میشود سفارت رژیم صهیونیستی در باکو در ازای فعالیت ضد ایرانی" واحد مصطفی یف " خواسته های مالی وی را تامین میکند.

شبکه آینس که مدتی در پوشش اپوزوسیون و همنوا با جریان غربگرای رقیب حاکمیت در عرصه افکار عمومی ظاهر میشد ، با حاد شدن رقابت جریان غربگرای رقیب با حاکمیت در مواقع تعیین کننده مانند تلاش جریان غربگرای رقیب برای تصاحب حاکمیت از طریق تظاهرات و تجمع در باکو در ایام انتخابات ریاست جمهوری ، نقاب خود را کنار نهاد و با فعالیت به نفع گروه حاکم ، چهره واقعی و وابستگی خود را گروه حاکم را آشکار ساخت.

شبکه آینس علاوه بر برنامه های تلویزیونی ، مجله ای به نام " حسابات " نیز منتشر میکند که در اغلب شماره های آن ، به شیوه های مختلف علیه ایران اسلامی تبلیغات میشود .

صدور مجوز فعالیت برای شبکه آینس در ایران در شرایطی صورت می‌گیرد که طی سه سال اخیر مطبوعات کشورمان اخبار متعددی از فشارهای دولت باکو به نمایندگی صداوسیما در باکو منتشر کرده‌اند.

همچنین گفته میشود " احمد کاظمی " مسول نمایندگی صدا و سیما در باکوکه قبلا یکبار مراجعت از ایران به باکو به تهران  برگردانده شده بود ، به دلیل وقوف بر اینکه در صورت بازگشت به ایران ، امکان مراجعت به باکو نخواهد داشت ، از این کشور خارج نمی شود.

صدور مجوز فعالیت برای شبکه آینس در ایران در شرایطی صورت می‌گیرد که طی سه سال اخیر مطبوعات کشورمان اخبار متعددی از فشارهای دولت باکو به نمهادی ایرانی از جمله نمایندگی صداوسیما در باکو منتشر کرده‌اند.

بازداشت آناربایرامی خبرنگار محلی صداوسیما در باکو و 10 ماه حبس ناعادلانه وی و نیز اخراج خبرنگار واحد مرکزی خبر از باکو در بهمن 90 از جمله این فشارها بود.

اعطای مجوز فعالیت در ایران به شبکه ضد ایرانی و شناخته شده " آینس " در واقع اعطای جایزه ای خاص به این شبکه به خاطر بیست سال فعالیت ضد ایرانی است.هنوز مسولین سفارت ایران در باکو از جمله " محسن پاک آیین " سفیر جمهوری اسلامی درباره این موضوع توضیحی منتشر نکرده اند.

شایان ذکر است اقدامی مانند اعطای مجوز به شبکه تلویزیونی " آینس " در واقع کمک به گسترش دایره فعالیتهای تبلیغی سیاسی رسانه های بیگانه علیه تمامیت ارضی ، وحدت ملی و انقلاب اسلامی تلقی میشود که اقدامی خلاف موازین عقلی ، قانونی و اسلامی است .

 

گفتنی است بعد از اعطای مجوز که با همراهی و نظر مساعد محسن ژاک آیین میسر شده است خبرنگار شبکه آینس در تهران گزارشهای خاص و با جهت گیری ضد ایرانی تنظیم و به باکو ارسال میکند. آیا شبکه ای که به فعالیت ضد ایارنی در ایران شمالی ( ج آذربایجان ) مشهور است با اقدامات ساده انگارانه پاک آیین و ارایه خدمات تسهیل کننده برای فعالیتهای ضد ایرانی تغییر جهت خواهدداد ؟

+ علی همت زاده ; ۳:۱۸ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۳/٦/۱٩
    پيام هاي ديگران ()   

وهابی های آذری زبان در سوریه چه میکنند ؟

نگاهی به موضوع :

 مشارکت وهابی های آذری زبان در جنگ سوریه و کشتار شیعیان

·      دکتر عارف محمدزاده

 

 

گزارشهای مطبوعات و رسانه ها ی مختلف  باکو ، روسیه و سایر منابع ، حاکی از آن است که بیش از 400 تن وهابی از اتباع دولت باکو در جنگ سوریه در صف تروریستهای وهابی و ضدشیعی گروههای افراطی عرب حضور داشته و علیه سوریه و شیعیان در حال نبرد می باشند.

به گزارش واحد خبر حرکت آزادیبخش ایران شمالی ؛ طی روزهای اخیر مساله حضور اتباع وهابی از ایران شمالی ( جمهوری آذربایجان ) در سوریه ، بازتاب گسترده ای در مطبوعات باکو داشته و احزاب و گروههای سیاسی و مطبوعات نسبت به حضور این افراد در سوریه ابراز ناراحتی کرده اند. آنچه در موضع گیری احزاب و مطبوعات و چهره های سیاسی ، نمایندگان پارلمان و حتی امنیتی های بازنشسته که اکنون در نقش کارشناس و تحلیلگر فعالیت دارند ، این است که همه این طیفها به اتفاق ف مخالف شدید حضور وهابی ها در سوریه هستند.

بررسی گزارشهای مطبوعات و رسانه های خبری باکو طی ماههای اخیر حاکی از آن است ، که افراد وهابی بخصوص در مناطق شمالی این کشور( منطقه سنی نشین ) توسط گروهها و افراد مرتبط با ترکیه برای حضور در سوریه ثبت نام شده و سپس به صورت انفرادی یا تیمهای چند نفری به ترکیه اعزام میشوند  و در ترکیه مورد سازماندهی و آموزشهای تروریستی قرار گرفته و وارد سوریه میشوند . بعضا این افراد در داخل سوریه (در مناطق تحت اشغال تروریستها ) نیز آموزشهای تروریستی و جنایتکارانه را طی میکنند.

جامعه ایران شمالی اعم از مردم ، احزاب سیاسی و مطبوعات با گرایشهای متفاوت و متضاد سیاسی ، مخالف حضور اتباع کشورشان در جنگ نیابتی در سوریه هستند ، جنگی که توسط امریکا و رژیمهای وابسته بر ملت مظلوم و مقاوم سوریه تحمیل شده و تاکنون صدها هزارکشته و مجروح ، میلیونها آواره  و میلیاردها دلار خسارت مادی بر جای گذاشته است ف جنگی که در آن تروریستها سرهای شیعیان را به جرم شیعه بودن از تن جدا میکنند ، قلب مخالفان خود را از سینه در آورده و به دندان میکشند...

 

·      جهاد و پول  و  دختران جهاد نکاح ؛ سه عنصر انگیزه بخش برای تروریستهای وهابی قفقاز

 

روزنامه «ینی مساوات»(مساوات نو )ارگان حزب غربگرای مساوات و مخالف دولت الهام علی اف اخیرا در گزارشی نوشت : "اداره مسلمانان قفقاز نشستی در رابطه با آن دسته از شهروندان که در جنگ داخلی سوریه شرکت و در آنجا به هلاکت می رسند برگزار کرده است. در این نشست فتوای شورای قضات صادر شده است. در این فتوا آمده است: «ما از مسأله حضور هموطنان مان در مناقشات مسلحانه در برخی از کشورهای خارجی نگران هستیم. معرفی اقدامات آنها به عنوان جهاد و هلاکت آنها به عنوان شهادت پایه و اساس دینی ندارد. ما حضور برخی شهروندان مان در اختلافات و دخالت این شهروندان در امور داخلی برخی کشورها را به طور قاطع محکوم می کنیم. دینداران ما اقدامات نهادهایی که با حمایت برخی کشورهای خارجی فعالیت می کنند، در راستای ایجاد بی ثباتی در جمهوری آذربایجان و سوء استفاده از دین به منظور ایجاد خرابکاری را غیر قابل قبول می دانند.

ما به عنوان مرکز دینی مسلمانان قفقاز، همواره اعتراض خودمان نسبت به انجام اقدامات تروریستی و افراطی در مناطق مختلف جهان را اعلام کرده ایم.

ما اقدامات افرادی که تحت تأثیر برخی گرایشات افراطی مذهبی خللی به دین مقدس ما و منافع کشور ما وارد می کنند را به طور قاطع محکوم می کنیم. "

شیخ الاسلام پاشازاده رئیس اداره مسلمانان قفقاز در این نشست با بیان این که پس از این فتوا اعمال فشارها (از سوی محافل وهابی )علیه اداره مسلمانان قفقاز آغاز می شود، گفت: «برخی رسانه ها طی چند روز با استفاده از مسأله سوریه فرصتی برای افزایش فشارها علیه اداره مسلمانان قفقاز ایجاد کرده اند. برخی رسانه ها شروع به انتشار حرف های مزخرفی علیه من کرده اند. آنها باید بدانند که من از هیچ چیز نمی ترسم. اغلب آنها جوان هستند. مرا خوب نمی شناسند. آنها شهادت واقعی را ندیدند. برخی نیروها با حمایت کشورهای خارجی قصد دارند درگیری های مذهبی در جمهوری آذربایجان ایجاد کنند. باید هشیار و مراقب باشیم"

شیخ الاسلام با بیان این که تعداد فرقه ها در جمهوری آذربایجان افزایش یافته است، گفت: « برخی شهروندان ما به نام جهاد در سوریه می جنگند. این درست نیست. همچنین آنها به منظور کسب پول به سوریه می روند. رسول اکرم (ص) فرمود: «جنگیدن برای کسب پول جهاد محسوب نمی شود.» اطمینان دارم که دولت باکواقدامی در رابطه با این مسأله انجام خواهد داد"

شیخ الاسلام پاشازاده اظهارات حیرت آور خود را در پایان سخنرانی خود مطرح کرده است. وی گفت:"فرزندان برخی مقامات باکو به عضویت فرقه های مختلف درآمده اند"

 در مطبوعات و رسانه ها اغلب انگیزه وهابی ها از انجام جنایتهایی مانند سربریدن شیعیان و در آوردن قلب آنها از سینه با انگیزه های افراطی فرقه ای در ارتباط دانسته میشود ، اگر چه این ادعا تا حدی نیز درست است ، چرا که مفتی های وهابی مستقر در عربستان و قطر همواره بر کفر شیعیان فتوا میدهند و معاویه را " امیرالمومنین ! " میخوانند و لعن یزیدبن معاویه را هم جایز نمیدانند ! اما غیر از این ، چیزی که برای جوانان احساسی و فقیر که در مناطق مختلف از باکو تا چچن و پاکستان و لبنان و افغانستان تحت آموزش و تاثیر شبکه های وهابی وابسته به دولت مرتجع عربستان و قطر قرار گرفته اند ، جاذبه ایجاد میکند ، " پول " است. این واقعیت در سخنان رییس اداره روحانیت قفقاز منعکس شده است. دولتهای عربستان و قطربه نیابت از دولت امریکا  برای هر تروریست ماهانه مبلغی در حدود هزار دلار میپردازند ، در کنار پرداخت این مبلغ ، فتوایی نیز به نام " جهاد نکاح " از سوی مفتی های درباری عربستان و قطر و دیگر مفتی های محافل وهابی از لبنان تا سوریه صادر شده است تا " مجاهدان ! " در کنار انگیزه مقدس جهاد ! و در کنار دریافت پول ، از بابت مسایل جنسی نیز خیالشان راحت باشد! شگفت اینجاست مفتی های وهابی که " عقد موقت " را حرام میدانند، فتوا داده اند که یک دختر جهادگر سنی مذهب برای کمک به جهاد گران در سوریه ( تروریستهاس داعش و النصره و ...) میتواند خود را در اختیار این افراد به تعداد کثیر قرار داده و پاداش معنوی و اخروی هم داشته باشد !؟

 

·      برای شیوع وهابیت در ایران شمالی چقدر هزینه شده است؟

 

وهابی گری ، سلفی گری ، تکفیری گرایی و گرایشات فکری از این دست ، هرگز در قالب محفل و مسجد و تیم و گروه در ایران شمالی سابقه نداشته است. هرگزی کسی پیدا نمی شد که با نگاه به ظاهر او ( سبیل تراشیده ، ریش دراز ، شلوار کوتاه و...) بتوان دانست که طرف وهابی است. اما اکنون همه اینها در باکو حتی دیدنی است چه رسد به منطقه شمال سنی نشین مانند زاکاتالا یا کوهسار و... که به چچن مرکز افراطی گری و تروریسم در قفقار نزدیک اند.

اما طی بیست سال گذشته عربستان و قطر و کویت و موسسات وهابی با چراغ سیز دولت باکو ، میلیونها دلار در این کشور سرمایه گذاری کردند ، در اغلب شهرها مبلغین خود را ساکن کرده و به تجذب نیرو اغفال جوانان بخصوص جوانان فقیر پرداختند.در قلب باکو " مسجد ابوبکر " درست کردند تا با این نام وابستگی آن به وهابیت آشکار شود.دستگاه امنیتی دولت باکواغلب در برابر فعالیتهای وهابی ها که از حمایت مالی دولتهای ضد شیعه  مانند عربستان،  و حمایت سیاسی ترکیه و فرقه نورچی های آن اقدامی از خود نشان داد وهنوز هم نشان نداده است. دولت باکو که در قالب دولتهای وابسته به غرب و امریکا تعریف میشود ، از هر اقدامی که ضد شیعه باشد ، استقبال میکند، از حمله اسراییل به حزب الله لبنان تا سرکوب شیعیان در بحرین ، چرا که اکثریت مردم ایران شمالی ( جمهوری آذربایجان ) شیعه هستند و دولت باکو که یک دولت لاییک ، ضد مذهب و وابسته به امریکا است ، و به شدت نگران رشد تفکر شیعه در کشور است ، از وهابیگری استقبال کرد تا از آنان به عنوان اهرمی علیه تشیع استفاده کند و اکنون این دولت باکو نیست که از این اهرم استفاد میکند بلکه امریکا و عربستان است که صدها جوان وهابی آذربایجانی را به قتلگاه سوریه فرستاده است و تاکنون عده از اینها نیز به هلاکت رسیده اند.

در هر حال آنچه قابل توجه است ، تاثیر رشوه خواری مقامات باکو از دولتهای وهابی  در گسترش فعالیت وهابی در این کشوراست . در این باره مطبوعات باکو گزارشهای متعددی منتشر کرده اند.

روزنامه مساوات نو چاپ باکو سندی را نمنتشر کرد که به موجب آن رییس اداره مسلمانان قفقاز (الله شکور پاشازاده ) مبالغ کلانی از وهابی ها اخذ کرده است . محافل وهابی باکو این سند را پس از آن منتشر کردند که پاشازاده مخالفت خود با حضور جوانان در جنگ سوریه را اعلام کرد .

در مقدمه این سند از شیخ الاسلام درخواست می شود که حساب پول هایی که از وهابی ها گرفته است را بدهد. همچنین در رابطه با حساب پول هایی که شیخ  از آدرس های مختلف دریافت کرده است، در این سند نوشته است:

1- به منظور ساخت دانشگاه اسلام در ناحیه «خیردالان» باکو از " عبدالعزیز بابتن " بازرگان کویتی 500 هزار دلار دریافت کردی. عاقبت دانشگاه و پول ها چه شد؟ ( عبدالعزیز بابتن از چهره های سیاسی کویتی است که فعالیت بازرگانی دارد)

2- به منظور کمک به پناهندگان از " ابوسلیمان " شهروند پادشاهی بحرین یک میلیون دلار دریافت کردی. گفتنی است ابوسلیمان به دلیل این که روابطی با القاعده داشت، از طرف آمریکا بازداشت شده بود.

3- هفتصد هزار دلار که از " نایف بن عبدالعزیز " وزیر کشور عربستان سعودی دریافت کردی،  برای چه منظور بود؟ چه ارتباطی بین تو و وزیر کشور سعودی وجود دارد؟

4- هشتصدهزار دلار که از بازرگان عربستان سعودی دریافت کردی، برای کمک به پناهندگان بود، یا برای خودت ویلا ساختی؟

5- به منظور ساخت مسجد از «جامعه نور» 250 هزار دلار دریافت کردی. وعده مسجد را دادی، ولی پول ها را خوردی.

در پایان این سند شیخ الاسلام تهدید می شود که بیشتر سخن نگوید، در غیر این صورت، بیشتر افشا می شود.  "

تردیدی نیست که محافل وهابی نخستین رشوه ها را به مقامات سیاسی و امنیتی پرداخت کرده اند، چرا که شیخ پاشازاده فرد موقعیت سنجی است که رشوه را با تایید مقامات بالاتر میگیرد و البته سهم آنها را نیز میپردازد! اما در هر حال انتشار این سند ، این واقعیت را ثابت میکند که " رشوه " یکی از اساسی ترین ابزار وهابی گری است ، در حالی که رشوه در اسلام حرام است.

·      باکو درباتلاق سوریه

دولت باکو از ابتدا در صف ، مخالفان سوریه قرار گرفت و برای کمک به تروریستها و مخالفان مسلح نظام انقلابی سوریه مبلغ نیم میلیون یورو کمک کرد. این دولت که به توصیه امریکا و ترکیه و حتی تاثیر فضاسازیهای غربیها به صف مخالفان نظام انقلابی سوریه پیوسته بود ،به زودی با تاثیرات مخرب این جنگ در داخل کشور مواجه شد. جوانان وهابی آذربایجانی از اقلیت اهل سنت این جامعه  برای کمک به تروریستها به سوریه اعزام میشدند .محافل وهابی و امنیتی های ترکیه نقش یک پل را در اعزام وهابی های آذربایجانی زبان به سوریه ایفا میکنند.تعداد جوانانی که اینگونه به سوریه میروند افزایش می یابد ، جوانانی که تحت اموزشهای تروریستی قرار میگیرند و شیعه کشی به یکی از اهداف و اقدامات معمولی آنها تبدیل میشود ... اینان بعد زا بازگشت به کشور خود که دارای اکثریتی شیعه است ، چگونه خواهندزیست ؟ و جامعه را به کدام سو خواهند کشاند؟

مخالفت عمومی با اعزام جوانان فریب خورده که برای انجام عملیاتهای تروریستی و جنایتکارانه مانند سربریدن ، کشتن کودکان و زنان ، مثله کردن جنازه ها ، در آوردن قلب افراد مخالف و خوردن آن  و اقداماتی از این دست به سوریه اعزام میشوند ، افزایش یافته است. از مردم گرفته تا احزاب و مطبوعات از تاثیرات مخرب و آشوبگرانه فعالیتهای محافل وهابی در ایران شمالی (جمهوری آذربایجان ) و اعزام وهابی ها به سوریه نگران هستند. آنها فکر می کنند ؛ آیا ممکن است روزی در کشور خود شاهد رویدادهایی باشند که اکنون در سوریه در حال وقوع است ؟

در کنار نگرانی ها مردم و مطبوعات و احزاب و چهره های مستقل از نقش دولت باکو  و وهابی های نوپیدا در این کشور در چنگ سوریه ، برخی منابع امنیتی در باکو اعتقاد دارند که روانه شدن وهابی های این کشور به باتلاق سوریه فرصت مغتنمی برای رها شدن از چنگ اینهاست ، چرا که تاکنون نیمی از تروریستهای اعزامی از قفقاز بخصوص چچن در جنگ سوریه به هلاکت رسیده اند.

در هر حال ، وهابیت که بعد از تاسیس دولت باکو در سال 1370 در ایران شمالی فعال شده و گسترش یافته است ، یک تفکر وارداتی افراطی و جنایتکارانه است که با فرهنگ ، شیوه زندگی ، دین و مذهب  و سابقه تاریخی مردم منطقه هیچگونه سنخیتی ندارد و جنگ سوریه و شرکت عده ای ازجوانان اهل سنت- که به فرقه وهابیت پیوسته اند – در این جنگ ، موجب آگاهی و هوشیاری افکار عمومی از نقش مخرب و خونریزانه وهابیت و دولتهای حامی آنها درکشورهای مختلف و نیز کشور خودشان شده است.

 

+ علی همت زاده ; ۳:۱٧ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۳/٦/۱٩
    پيام هاي ديگران ()   

الهام علی اف گام به گام همراه با صهیونیسم و دشمنی با آذری ها

پارلمان باکو حذف روادید با رژیم صهیونیستی را تصویب کرد

 

مجلس ملی باکو که چندی پیش طی مصوبه ای تردد آسان 45 کیلومتری بین مرزنشینان با ایران را لغو کرد ، با مصوبه ای جدید برای سفر آسان اتباع رژیم صهونیستی به این کشور تسهیلات تازه ای را فراهم کرد.

به گزارش واحد خبر حرکت آزادیبخش ایران شمالی ؛ در حالی که مرزنشینان در مرز مشترک با استانهای آذری نشین ایران به موجب مصوبه پارلمان باکو از تردد و ارتباط آسان با همدیگر منع شده اند و دیگر نمیتوانند مانند سابق یا مجوزهای 45 کیلومتری ارتباطات آسان مرزی داشته باشند ، اتباع رژیم صهیونیستی و یهودی های ساکن در فلسطین اشغالی با مصوبه مجلس ملی باکو میتوانند بدون اخذ ویزا وارد باکو شده و به  هر نقطه از ایران شمالی ( جمهوری آذربایجان ) سفر کنند . این در حالی است که مجلس به اصطلاح ملی باکو طی نشستی موافقت نامه ای را که به مرزنشینان مسلمان و شیعه و آذری زبان مرز مشتر ک با ایران اجازه میداد تا 45 کیلومتر درون مرز با هم ارتباطات مرزی و تجاری داشته باشند ، لغو کرد.

 

پایگاه خبری شبکه تلویزیونی ANS "آینس پرس" که از کانالهای تلویزیونی غزبگرای باکو است و با سفارت اسراییل در باکو نیز ارتباطات ویژه ای دارد ، گزارش د اد : "مجلس ملی جمهوری آذربایجان در جلسه ( 14 بهمن 92)، توافقنامه تسهیل روادید بین جمهوری آذربایجان (ایران شمالی ) و اسراییل را تصویب کرد. در جلسه پارلمان باکو توافقنامه لغو روادید برای دارندگان گذرنامه های سیاسی و خدمت بین دولت باکو و اسراییل تصویب شد.

" صمد سیدوف " رییس کمیته روابط بین الملل و بین المجالس پارلمان باکو گفت :" بر اساس این توافقنامه، اتباع دارنده گذرنامه های سیاسی و خدمت از دریافت روادید به منظور  اقامت حداکثر تا 90 روز در مدت زمان 180 روز از تاریخ اولین ورود و عبورشان معاف می شوند. در صورت تمدید مدت اقامت نیاز به کسب اجازه دارد.

صمد سیدوف گفت : روابط جمهوری آذربایجان(ایران شمالی ) و اسراییل در سطح بالایی گسترش یافته است. این توافقنامه باعث گسترش بیش از پیش این روابط خواهد شد. این توافقنامه کاملاً مطابق با منافع دولت باکو است. 

" یودا آبرام اف " نماینده یهودی پارلمان باکو نیز گفت : جامعه 100 هزار نفری از یهودیان آذری زبان در اسراییل وجود دارد که 80 درصد آن یهودیانی هستند که زمانی در اطراف باکو زندگی کرده اند. از این لحاظ ، ایجاد شرایط برای تردد بدون روادید برای دارندگان گذرنامه های سیاسی و خدمت شایان تقدیر است. به گفته وی، در سال گذشته نمایشگاه های عکس در مورد نسل کشی خوجالی در برخی شهرهای اسراییل برگزار شده است.!؟

برخی نمایندگان دیگر پارلمان باکونیز طی سخنانی با اشاره به وجود روابط خوب آذربایجان با کشورهای خاورمیانه از جمله اسراییل اعلام کردند که این توافقنامه پاسخگوی نیازهای روز است.

در پایان مباحثات نمایندگان؛ این توافقنامه به تصویب رسید."

شایان ذکر است ، اکثریت قریب به اتفاق نمایندگان پارلمان باکو از اعضای حزب حاکم ( حزب آذربایجان نوین / حزب حیدر و الهام علی اف ) هستند که قبلا توسط حزب انتخاب شده و طی انتخابات کاملا نمایشی و غیر واقعی به عنوان نماینده حاکمیت منصوب میشوند.

گفته میشود اقدامات دولت باکو در راستای محدود کردن شدید روابط مردم مرزنشین ایران شمالی با استانهای آذری نشین با توصیه مقامات صهیونیستی و امریکایی انجام میشود ، دولت باکو فعالیت بازارچه های مرزی مشترک را در این راستا تعطیل کرده و موافقت نامه روابط 45 کیلومتری مرزنشینان را نیز مدتی قبل با تصویب مجلس ملی لغو کرد که بعد از آن روابط مرزنشینان دو سوی ارس به شدت کاهش یافت. این در حالی است که دولت جمهوری اسلامی رژیم روادید را نیز برای  مردم ایران شمالی لغو کرده است اما دولت باکو به جای انجام اقدام مشابه ، با لغو موافقت نامه تردد 45 کیلومتری مرزنشینان ناخشنودی را از گسترش روابط مردمی بین آذری های قفقاز با استانهای آذری نشین ایران نشان داد.

لغو موافقت نامه تردد 45 کیلومتری مرزنشینان با ایران و در پی آن ، حذف رژیم ویزا برای اتباع رژیم صهیونیستی بخصوص ماموران و عوامل این رژیم که با گذرنامه های سیاسی و خدمت تردد می کنند ، بار دیگر نشان داد که دولت باکو منافع صهیونیستها را بر منافع مردم خود ، و منافع همسایگان  و آذری زبانها ترجیح میدهد. این در حالی است که الهام علی اف رییس دولت باکو ، چندی پیش خود را "رییس جمهور آذری های جهان ! "خوانده بود.

+ علی همت زاده ; ۳:۱٦ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۳/٦/۱٩
    پيام هاي ديگران ()   

گفتگو با استاد جلال محمدی شاعر و نویسنده معاصر ایران : زبان ملی / زبانهای محلی و

 

اخیرا گفتگویی با استاد جلال محمدی شاعر و نویسنده معاصر کشورمان در خبرگزاریها وبلاگها منتشر شده که به دلیل نظرات نو وجالب ایشان در باب زبان فارسی و موضوع تدریس زبانهای محلی در مدارس بسیار خواندنی است. شاید شما این گفتگو را نخوانده باشید :

گفتگو با استاد جلال محمدی  شاعر  نویسنده و روزنامه نگار :

زبان فارسی ، زبان تاریخی و ملی همه اقوام ایرانی است

 

 

گفتگو از : جواد زارع

 

 

 

استاد جلال محمدی از شاعران و نویسندگان  مطرح کشورمان میباشد که تاکنون مقالات ، کتابها و مجموعه شعرهای متعددی از آثار وی منتشر شده است . " تیغ و تغزل " ،   " هبوط " ، " ارمغان آفنتاب  "  ، " آدین چیچکله نیر  " عناوین برخی کتابهای اوست. برخی ا ز مجموعه شعرهای وی در  باکو نیز منتشر شده است. علاوه بر این ، کتابهایی در زمینه نثر و ادبیات پایداری نیز به قلم وی نشر یافته که  " ستاره بدر " ، " بر ستیغ صبح " ، " گلهای عاشورایی "از آن جمله است. " به رسم طایفه عشق " نام واپسین مجموعه شعر اوست که با استقبال گسترده ای روبرو شده است.

 

استاد محمدی علاوه بر آفرینش آثار ادبی  ، در تاسیس تشکلهای ادبی  و فرهنگی در آذربایجان نقش ارزنده ای داشته است . تاسیس انجمن ادبی استاد شهریار به سال 1370 ، تاسیس انجمن ادبی کوثر به سال 1373،تاسیس جمعیت وطن به سال 1380،برگزاری کنگره های ادبی در تبریز از جمله برگزاری  کنگره شعر محرم به مدت ده سال  ، فعالیت در حوزه روزنامه نگاری ، سرپرستی هیاتهای فرهنگی و ادبی  اعزامی به قفقاز  و ترکیه ...از جمله فعالیتهای  فرهنگی اوست .

 

تاکنون در حوزه زبان آذربایجانی نیز مقالات و کتابهای متعددی به قلم وی منتشر شده است. مجموعه شعر " آدین چیچکله نیر " علاوه بر ایران ، در باکو نیز با الفبای لاتینی نشر یافته است...دبیری همایش بزرگ ادبی " هجران " در سال 1379 و دبیری جشنواره شعر میهنی که اخیرا با حضور دویست تن از شاعران و نویسندگان در تبریز برگزار شد از دیگر فعالیتهای فرهنگی استاد محمدی است.

 

اخیرا  مساله تدریس زبانهای قومی یا مسائلی مشابه از طرف برخی چهر ه های سیاسی در مطبوعات و رسانه ها  مطرح شده است .دراین باره گفتگویی با استاد محمدی انجام داده ایم که از نظرتان میگذرد:

 

 

 

·        نگاه جنابعالی به موضوع تدریس زبانهای محلی و قومی  چیست ؟

 

-         این موضوع از حساسیت خاصی برخوردار است و در تاریخ نظام آموزشی کشورمان ایران  تاکنون ، مساله ای با عنوان تدریس زبانهای محلی و قومی را شاهد نبوده ایم . اینکه میگویم " در تاریخ نظام آموزشی ..." منظور نظام آموزشی کشور ایران از زمان تاسیس حکومت وحدت ملی شیعه توسط شاه اسماعیل صفوی تا امروز است. یعنی در نظام آموزشی سنتی – دینی ایران از صفویه تا برآمدن سلسله پهلوی ، اصلا مساله ای به نام آموزش زبانهای محلی و قومی و قبیله ای مطرح نبوده است. در نظام آموزشی جدید هم که با برافتادن سلسله قاجار سامان یافت ، مساله تدریس زبانهای قومی و محلی در مدارس مطرح نبوده است و در نظام آموزشی انقلاب اسلامی نیز این مساله در کانون توجه قرار نداشته است، چرا که در نظام اسلامی ،" قومیت " نمیتواند مبنای تصمیم گیری باشد. زبان عمومی و ملی در ایران همواره زبان فارسی بوده است و این زبان ، یک زبان تحمیلی نبوده ، بلکه عمومی و ملی و مشترک بودن زبان فارسی بین ملت ایران – از اقوام و قبایل و تیره ها و طوایف گوناگون – یک سیر تاریخی و روند طبیعی داشته است . ملی بودن زبان فارسی ، موضوعی نیست که در سده های اخیر اتفاق افتاده باشد ، بلکه حتی در قرون چهار و پنج نیز به همان زبان فاخری که فردوسی  و رودکی در خراسان شعر میگفتند ، نظامی و خاقانی در قفقاز، و قطران و همام تبریزی در آذربایجان ، و سعدی و حافظ در فارس ، و بیدل دهلوی و اقبال لاهوری در شبه قاره شعر می سرودند. یعنی زبان فارسی ، هرگز زبان قومی خاص نبوده و زبان همه اقوام ایرانی است .البته برخی دولتها  که برای تفرقه افکنی و ایجاد تقابل قومی در ایران تلاشهای گسترده ای دارند ، سعی دارند از طریق تبلیغات و مقالات شبه علمی و تحریف گرانه ، زبان فارسی را به عنوان زبان " قوم فارس" و " زبان فارسی " را به عنوان " زبان فارس !"معرفی کنند، در حالی که ما در ایران ، قومی به نام فارس نداریم ، بلکه فارس نام استانی از استانهای ایران است.

 

در طول تاریخ ، در کنار زبان ملی و عمومی ، زبانهای محلی و قومی و قبیله ای هم همواره زیسته اند و کارکردهای طبیعی و موثر خود را داشته اند و هرگز در تقابل با زبان ملی و تاریخی و عمومی کشور قرار نگرفته اند، اگر چه در برهه هایی از تاریخ معاصر برخی احزاب برای رسیدن به آمال سیاسی خود و کسب قدرت کوشیده اند ، زبانهای قومی را به عنوان " مساله " و " دستور روز " مطرح کنند. پیش از انقلاب اسلامی احزابی مانند حزب توده ( حزب کمونیست ) وابسته به شوروی ) به تبعیت از ادبیات سیاسی شوروی ، ایران را کشوری " کثیرالمله " می نامید و از " خلق های ایران " سخن می گفت.در دوره اصلاحات نیز برخی احزاب و تشکلهای اصلاح طلب ، برای خودشان " کمیته اقوام " درست کردند و زنجیره ای از مطبوعات محلی قومی و بیگانه گرا نیز در آذربایجان وبرخی مناطق دیگر شکل گرفت که آشکارا مسیر تقابل اقوام و ضدیت با وحدت ملی را دنبال میکردند  و متاسفانه از اینگونه مطبوعات هنوز هم فعال هستند و از حمایتهای مالی ازشاد اسلامی نیز بهره مند هستند...

 

نکته  دیگر اینکه ، مساله زبان های قبیله ای و قومی و محلی اگر چه ذاتا یک مساله طبیعی فرهنگی است ، اما توسط برخی جریانهای سیاسی داخلی و برخی محافل خاص بیگانه گرا و برخی دولتهای بیگانه ، همواره به عنوان محملی سیاسی برای اهداف خاص مورد استفاده واقع شده و میشود. یعنی تلاش میکنند ، یک موضوع فرهنگی را از مدار خود خارج کرده و به موضوعی سیاسی تبدیل کنند. به عبارت روشن برخی محافل بیگانه گرا و ضد وحدت ملی ، همواره از مساله زبانهای قبیله ای و قومی برای تضعیف اتحاد ملی و مرزبندی بین بخشهای مختلف ملت استفاده میکنند.در تاریخ آذربایجان هم این موضوع را شاهد بوده ایم ؛ وقتی در جریان جنگ دوم جهانی که ارتش شوروی بخشهای بزرگی از ایران از جمله آذربایجان را اشغال کرده بود ، سران مسکو حکومت خودسری را با عنوان " حکومت ملی " به رهبری یکی از کمونیستهای معروف در تبریز تشکیل دادند ، یکی از اقدامات همین حکومت  به اصطلاح ملی ، جمع آوری کتابهای فارسی از مدارس و تدریس کتابهای ترکی چاپ شده در باکو به جای کتب درسی بود...

 

کسانی که عامدانه موضوع زبانهای قومی و قبیله ای را در کشور به " مساله " تبدیل میکنند ، اهداف خاص سیاسی دارند و نخبگان اقوام ایرانی بایستی  پیرامون این مساله و اهداف جریانهای سیاسی در پیوند با آن ،روشنگری لازم را انجام دهند تا " زبانهای قومی و قبیله ای " به محملی برای " تقابل اقوام " در آینده تبدیل نشود. چرا که در این صورت ، اقوام و کشور خسارتهای گسترده ای را از این رهگذر متحمل خواهندشد و قدرت و یکپارچگی ملی ما ضربه خواهدخورد.

 

 

 

·        برخیها همواره اصل 15 قانون اساسی را مطرح میکنند که با استناد به آن بایستی زبانهای قومی در مدارس تدریس شود . در این باره نگاه و نظر جنابعالی چیست ؟

 

متاسفانه " برخی ها " قانون اساسی را همواره به نفع اراده و اغراض سیاسی خود تفسیر و تحلیل میکنند ، اصل 15 قانون اساسی به صراحت میگوید که " زبان و خط رسمی و مشترک مردم ایران فارسی است و اسناد و مکاتبات و متون رسمی و کتب درسی باید با این زبان و خط باشد."  معنای این جملات این است که کتب درسی نمیتواند به زبانی غیر زبان فارسی که زبان تاریخی و ملی ایرانیان است ، باشد. در مورد تدریس زبان عربی هم اصل جداگانه ای در قانون اساسی داریم . اصل 15 در ادامه میگوید که : " استفاده از زبانهای محلی و قومی در مطبوعات ورسانه های گروهی و تدریس ادبیات آنها در مدارس ، در کنار زبان فارسی آزاد است "روشن است که تدریس جزوه هایی از ادبیات محلی و قومی نباید به عنوان کتاب درسی تلقی شود ، زیرا با قانون اساسی مغایرت دارد و عموم ملت ایران و اقوام و قبایل ایرانی ، قریب صد در صد به این قانون رای مثبت داده اند.

 

به نظر میرسد ، برخی جریانها  و محافل سیاسی بیش از آنکه دغدغه قانون اساسی را داشته باشند ، دغدغه انتخابات مجلس شورای اسلامی آینده یا دیگر فرصتهای انتخاباتی را دارند ،همچنانکه برخی کاندیداهای مجلس در گذشته تلاش کردند با تحریک احساسات قومی و با طرح  تدریس زبانهای قومی در فضایی احساساتی از مردم رای بگیرند و به کرسی بنشینند.

 

علاوه بر اینها ، مساله مهمی که مراکز تصمیم گیری بایستی بدان توجه داشته باشند ، مساله " چگونگی پراکندگی قومی در کشور " است. در ایران امروز ، اقوام محتلف تا حد زیادی در هم تنیده اند و نمیتوان مرزهای قومی بین ملت ترسیم کرد. مثلا اگر قرار باشد ، زبان آذربایجانی برای کسانی که زبان بومی  شان آذری است  تدریس شود ، با سوالات مختلفی مواجه میشویم که میتواند به روشنی برای آینده مساله ساز باشد. فی المثل بخشهای زیادی از آذربایجان غربی کردنشین است.یا در کردستان منطقه آذری نشین داریم یا دراستانهای  تهران و البرز و برخی استانهای دیگر پراکندگی و درهم آمیختگی قومی به گونه ای است که نمیتوان دانش آموزانی را که زبان بومی شان فارسی ، آذری ، کردی و ... است ، از هم تفکیک کرد.در برخی استانها مانند خراسان رضوی و قم به علت وجود مرقد مقدس حضرت امام رضا " علیه السلام " و کریمه اهل بیت حضرت معصومه " سلام ا... علیها " در آنها همواره مورد علاقه ایرانی ها برای سکونت بوده و بسیاری از آذری ها ، عربها ، لرها ، مازنی ها و... به این استانها مهاجرت کرده و سکونت دایم اختیار کرده اند ، در این استانها چگونه میشود ، اهالی را به اعتبار قومیت از هم تفکیک کرد ؟یا فی المثل در استان فارس ، چگونه میتوان کسانی را که زبان بومی شان محلی شیرازی و فارسی محلی و قشقایی و لری است ، مرزبندی کرد و برایشان زبان قومی تدریس کرد ؟ در عین حال ، محافل  و برخی مطبوعات قومگرا وضدوحدت ملی - که در سایه غفلت و تغافل مراجع مسوول به فعالیت های مخرب خود ادامه میدهند و حتی از حمایتهای مالی و یارانه ای ارشاد اسلامی نیز برخوردارهستند ! – ادعاهای تخیلی وبزرگی دارند ، فی المثل قومگرایان آذری مدعی هستند که 40 میلیون از ایرانی ها زبان بومی شان ترکی است ! قومگرایان کرد نیز ادعاهای مشابهی دارند...

 

 

 

·        برخی می گویند که به علت عدم تدریس ادبیات آذربایجانی در مدارس ، هویت آذری ها درمعرض نابودی قرار گرفته است ، در این باره سخن جنابعالی چیست ؟

 

·        کسانی که چنین نظری دارند ، تعریف خاصی از هویت ارایه میدهند و هویت را در زبان قومی و مسایل مرتبط با آن خلاصه میکنند. اینها کسانی هستند که به مساله هویت از دیدگاهی که نظریه پردازان اروپایی ترسیم کرده اند، نگاه می کنند.نظریه پردازان اروپایی قبل از جنگ جهانی اول ، با وظیفه ای که دولتهایشان برای مرزبندی میان اقوام مسلمان و شرقی بر عهده آنها نهاده بود ، نظریه های هویتی  " قومگرایانه " در مقابل نظریه های " امت گرایی " مصلحان مسلمان مطرح کردند.پان عربیسم ، پان ترکیسم ، پان فارسیسم ، پان کردیسم ، پان افغانیسم ، پان ارمنیسم ، پان آذریسم و... نظریه های ابداعی نظریه پردازان اروپایی و کارگزاران فرهنگی – سیاسی انگلیس است ، که بر اساس این نظریه ها ، جوامع مسلمان و شرقی در تقابل با هم قرار میگیرند. این نظریه ها جاذبه های احساساتی خاصی در مخاطبانش ایجاد میکند و جوامع مختلف رابه دشمنی با هم برمی انگیزد. با تبلیغ این نظریه های جعلی هویتی که اروپایی ها و کارگزاران آگاه و ناآگاه آنها در جوامع مسلمان و شرقی ، اقوام در تقابل با هم قرار میگیرند و همدیگر را دشمن هم تصور میکنند و" استعمار " و " صهیونیسم " را فراموش میکنند. در واقع با نظریه های هویتی قومگرایانه ، بذر تفرقه درجوامع مسلمان و شرقی کاشته میشود و همواره بار میدهد ، باری که " استعمار و صهیونیسم " آن را می چیند.

 

اگر با عدم تدریس ادبیات و زبان آذری ، هویت آذربایجانی ها نابود میشود ، بایستی این هویت طی صدها سال که زبان و ادبیات آذری تدریس نشده نابود میشد و از بین میرفت، در حالی که نه تنها هویت آذربایجانی ها – که بخشی برجسته از هویت ایرانی است – نابود نشده ، بلکه روز به روز شکوفاتر نیز شده است. به بیان روشن ، تجربه تاریخی به ما میگوید که هویت آذربایجانی ها در گرو تدریس ادبیات در مدارس نمی باشد. از این گذشته ، ادبیات آذربایجان منحصر به اشعار و کتابها و مطالبی نیست که فقط به زبان آذربایجانی نوشته شده است. آثار بزرگانی مانند نظامی گنجوی ، صائب تبریزی ، خاقانی شروانی ،استاد شهریار و صدها شاعر و نویسنده دیگر نیز گنجینه های ماندگاری است که به زبان ملی برای ما و نسلهای آینده به یادگار مانده است. آیا میتوان خمسه نظامی را که به زبان فارسی است در ادبیات آذربایجان نادیده گرفت ؟ یا خاقانی شروانی را به اعتبار اینکه سروده هایش به زبان فارسی است ، از ادبیات آذربایجان حذف کرد ؟ همچنان که ادبیات ایران ، گنجینه ای به زبانهای فارسی و دیگر زبانهای اقوام ایرانی مانند آذری ها ، کردها ، عربها ، لرها ، طبری ها ، بلوچها ، تالشها ، گیلک ها ، ترکمنها و... است ، ادبیات آذربایجان هم که بخشی از ادبیات ایران است ، گنجینه ای به زبانهای فارسی و آذری و دیگر زبانهایی است که مردم آذربایجان بدان زبانها اندیشه و عواطف وخلاقیت ادبی خود را بروز داده اند.این همان راز درهم آمیختگی و در هم تنیدگی اقوام ایرانی است که نمیتوان با مرزبندی هایی مانند زبان بومی آنها را از هم جدا کرد و کسانی که میخواهند با " مهندسی قومی " در وحدت ملی و انسجام اسلامی دستکاری کنند ، بی گمان اهداف خاصی را دنبال  میکنند که با نظریه پردازیهای هویتی غربی ها در پیوند است.

 

میدانید که ایرانیان آذری ، اکثریت آذربایجانی های جهان را تشکیل میدهند ، یعنی جمعیت آذری های قفقاز و ترکیه و کشورهای دیگر در مجموع ، در قیاس با آذری های ایران اقلیتی بیش نیستند ، آذری ها ترکیه که در ترکیه به اعتبار شیعه بودنشان " جعفری " نامیده میشوند ، تحت آموزش به زبان ترکی استانبولی هستند ، آذری های جمهوری آذربایجان ( ایران شمالی ) که با عهدنامه های گلستان و ترکمانچای از ایران جدا شده اند ، قریب یک قرن است که تحت آموزش به زبان آذربایجانی هستند ، حالا شما بررسی کنید و ببینید ، آذری های ایرانی  که ازتحت اموزش به زبان فارسی بوده و هستند ،هویت اصیل و تاریخی و دینی و مذهبی و اخلاقی خود را بهتر حفظ کرده اند یا آذری های جدا شده از ایران درقفقاز ؟  آذری های ایرانی نه تنها هویت اصیل ایرانی – شیعی خود را پاس داشته اند ، بلکه همواره در راستای تعمیق و تحکیم و شکوفایی این هویت  کوشش کرده اند و امروز اگر بخواهیم از الگویی برای اقلیتهای آذری خارج از ایران سخن بگوییم ، بی تردید این آذری های ایرانی و شخصیتهای برخاسته از این جامعه  و چهره هایی نظیر علامه امینی ، علامه طباطبایی ، علامه جعفری ،استاد شهریار ، محدث ارموی ، آیت عظام  و مراجع تقلید همچون سیدیونس اردبیلی ، شیخ جواد تبریزی ، سبحانی تبریزی و جهادگرانی چون شهید باکری ، شهید باقری افشردی ، شهید یسری و... هستند که نه تنها برای آذری ها ، بلکه برای هر انسانی که آرزوی رسیدن به تکامل و سعادت جاودانی دارد ، الگو هستند. آیا نظیر این چهره ها و شخصیتهای درخشان را در دیگر کشورها پیدا میکنید ؟

 

 

 

 

 

·        اخیرا یکی از مسولان ارشد سیاسی و اجرایی آذربایجانشرقی گفته است که زبان ترکی آذری هم مانند دریاچه ارومیه در حال از بین رفتن است ، در این باره نظر شما چیست ؟

 

·        با تاسف بسیار باید گفت ، مداخله افراد غیر متخصص در امور تخصصی همواره فاجعه بار است ، بخصوص اینکه آن فرد غیر متخصص جایگاه سیاسی و دولتی هم داشته باشد .زبانهای در حال از بین رفتن یا در حال انقراض به زبانهایی گفته میشود که متکلمان آن در حال محدود شدن و از بین رفتن هستند ،یا آن زبان به عللی مانند عدم کاربرد آن توسط متکلمان و رسانه ها (رادیو ، تلویزیون ، کتاب ، مطبوعات و... ) در حال محدود شدن و حذف شدن از جامعه باشد مثل زبان تاتی در آذربایجان . برخی مراکزبین المللی مانند یونسکو نیز همواره لیست زبانهای در حال مرگ و انقراض را اعلام میکنند که تاکنون زبان آذربایجانی در این لیست قرار نداشته است . من نمیخواهم بگویم که استاندار آذربایجانشرقی " دروغ بزرگی " گفته اند ،  اما فکر میکنم این تعبیر مناسب باشد که خطای فاحشی مرتکب شده اند که بایستی به خاطر آن عذرخواهی کنند.بر خلاف موضع وی ، زبان آذربایجانی بعد از انقلاب اسلامی شکوفایی چشمگیری داشته و صدها عنوان کتاب با مجوز وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به این زبان منتشر شده است ،بسیاری از مطبوعات شمالغرب نیز صفحات خاصی به زبان آذری دارند. رادیو و تلویزیون حکومتی هم به زبان آذری برنامه  پخش میکند ، همچنین تعداد کسانی که به زبان ترکی آذری تکلم میکنند ، هرگز در حال کاهش نبوده ، بلکه به تناسب رشد جمعیت ایران اسلامی در حال افزایش نیز بوده است...ممکن است حرفهایی مانند " در حال مرگ بودن زبان آذربایجانی ..."توسط برخی مطبوعات و محافل قومگرا به عنوان سوژه تبلیغاتی مورد استفاده قرار گیرد ، اما نسل امروز آذربایجانی ها  که نسلی دانشگرا وبا سواد است ،  حرفهای غیرعلمی و غیر واقعی را که جنبه تبلیغات سیاسی هم دارد ، قبول نمی کند.

 

اخیرا دستیار محترم رییس جمهور در اموراقوام و اقلیتهای دینی هم اظهاراتی داشته که در رسانه ها منعکس شده است و این اظهارات هم حاکی از آن است که اینها فقط از دریچه ای که خودشان میخواهند یا دیگران و مشاورانشان برایشان ترسیم کرده اند ، به موضوع نگاه میکنند و ابعاد مختلف و رنگارنگ آن را نمی بینند و به همبن دلیل اظهاراتشان غیرعلمی و سیاسی محض است.

 

در پایان سخن به مساله مهمی که بایستی در کانون توجه نخبگان و مسولان سیاسی و فرهنگی قرار گیرد ، اشاره میکنم ، مساله ای که مورد توجه خاص مقام معظم رهبری است و در دیدار اخیر با اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی بار دیگر آن را مطرح فرمودند ، و آن ،مساله " تضعیف زبان فارسی " است که زبان مادر و مشترک  و ملی همه ایرانیان و اقوام حوزه فرهنگی – تمدنی اقوام ایرانی خارج از کشور نیز می باشد.مقام معظم رهبری در دیدار اخیرشان با اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی به صراحت از " تضعیف زبان فارسی" نگرانی خود را بیان داشتند . این مساله ، یک مساله ملی است و به همه ایرانیان و امروز و آینده فرهنگ و ادبیات و هویت ملی و وحدت فرهنگی ایرانیان مربوط است و مساله یک قوم خاص نیست.ما منتظر اقدامات مسولان فرهنگی و سیاسی برای رفع نگرانی های مقام معظم رهبری در این حوزه هستیم وامیدواریم مسولان وزارت علوم ، آموزش و پرورش ، صدا و سیما ، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و نهادهای فرهنگی حکومتی مانند شهرداریها  ، برنامه های عملی خود را برای رفع نگرانی مقام معظم رهبری هر چه سریعتر آغاز کنند.باید بدانیم که تضعیف زبان فارسی در واقع تضعیف زبان همه ملت ایران و همه اقوام و طوایف ایرانی است.

 

 

 

 

 

+ علی همت زاده ; ۳:۱٠ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۳/٦/۱٩
    پيام هاي ديگران ()   

رفراندم در ایران شمالی ( جمهوری آذربایجان ) برای الحاق دوباره به ایران

ادامه حمایت نمایندگان مجلس شورای اسلامی از برگزاری همه پرسی در ایران شمالی

به دنبال گسترش حمایتهای  مردمی و رسانه ای از برگزاری  رفراندم در ایران شمالی ( جمهوری آذربایجان )، نمایندگان مجلس شورای اسلامی نیز به این حرکت تاریخی پیوسته  اند.

به گزارش واحد خبر حرکت آزادیبخش ایران شمالی ،طرح برگزاری  همه پرسی در جمهوری آذربایجان ( ایران شمالی ) درباره تعیین سرنوشت این منطقه  که با انعقاد عهدنامه های ننگین گلستان و ترکمانچای  و به زور از خاک ایران جدا شده ، نخستین بار توسط  منصور حقیقت پور نماینده مردم قهرمان اردبیل در مجلس شورای  اسلامی  ارایه شد . نماینده اردبیل از دولت باکو خواست ، برای پایان دادن به هر گونه مناقشه سیاسی درباره سرنوشت این منطقه جدا شده از خاک ایران ، همه پرسی با نظارت گروههای مردمی در ایران شمالی برگزار شد و مردم ایران شمالی ( جمهوری آذربایجان ) ، نظر خود را از طریق صندوقهای رای گیری به دو موضوع  ، تشکیل نظام جمهوری اسلامی  یا پیوستن دوباره به  ایران ابراز کنند و این همه پرسی مبنای تصمیم گیری درباره سرنوشت این منطقه جدا شده از خاک ایران باشد.

دولت باکو با مسکوت نهادن موضوع برگزاری رفراندم  ، به تلاشهای ضد ایرانی خود از جمله برپایی نشست عناصر تجزیه طلب ضد ایرانی و ماموران اطلاعاتی بیگانه در باکو اقدام کرد. به دنبال تداوم شیطنتهای دولت باکو ، طرح برگزاری رفراندم در ایران شمالی ، به صورتی شفافتر از سوی مدیر مسول روزنامه کیهان ارایه شد که در رسانه های ایران و باکو با بازخورد گسترده ای مواجه شد.

حمایت نمایندگان مجلس شورای اسلامی موضوع  برگزاری رفراندم در ایران شمالی  را اهمیت بیشتری بخشیده است. کمال الدین پپرموذن نماینده مردم اردبیل  در مجلس شورای اسلامی ، از تلاش برای تهیه طرحی برای بازنگری در قرار دادهای ننگین گلستان و ترکمانچای در مجلس شورای سالامی خبر داد.

وی افزود : نمایندگان آذربایجان در مجلس این طرح را پیگیری می کنند

طرح بررسی  عهدنامه های ننگین و تحمیلی گلستان و ترکمانچای - که به جدایی شیعیان قفقاز از ایران منجر شده -  خبری بود که چند ماه پیش از سوی نماینده  مردم ارومیه در مجلس منتشر شده بود. نادر قاضی پور اینب ار با قاظعیت بیشتری در یانب اره سخن گفت . وی در نطق میان دستور خود در صحن مجلس شورای اسلامی گفت : ما نمایندگان مجلس شورای اسلامی به دولت باکو هشدار می دهیم که اگر دست از شرار برندارد، عهدنامه های نگین گلستان و ترکمانچای در مجلس به بحث و بررسی گذاشته خواهد شد.

 

نماینده ارومیه با حمایت از طرح برگزاری همه پرسی در ایران شمالی برای تعیین تکلیف نظام حکومتی و ماجرای الحاق مجدد این منطقه به ایران گفت : اگر سران آران و شروان در ادعاهای خود ( عدم رغبت اهالی  منطقه برای پیوستن به ایران ) صادق اند ، اجازه بدهند  موضوع الحاق ایالتهای  از ایران جدا شده ی آن منطقه به همه پرسی اهالی گذاشته شود .

 

قاضی پور افزود : نتیجه این همه پرسی برای همه معلوم است ؛ و همه میدانند که مردم این منطقه  برای پیوستن به ایران اسلامی رای میدهند.

 

 
شایان ذکر است طی روزهای گذشته مقامات و رسانه های دولت باکو با واکنشهای اضطراب آمیز درباره پیشنهاد نمایندگان آذربایجان در مجلس شورای اسلامی ، تلاش کردند تابا ارایه تفسیرهای انحرافی از موضوع مانند دخالت ایرانی ها در امور داخلی باکو ، موضوع برگزاری رفراندم در ایران شمالی را به حاشیه براند ،  این در حالی است که اقشار مختلف مردم که از حکومت استبدادی ، فقر اقتصادی شدید ، استیلای بیگانگان بخصوص  امریکا و صهیونیسم بر دولت باکو  و غارت منابع سرشار نفت کشور ، گسترش مراکز فساد وفحشا و... به تنگ آمده اند ، از پیشنها د نمایندگان  آذربایجان در مجلس شورای اسلامی برای برگزاری رفرندم و پیوستن به وطن اصلی خود ایران استقبال می کنند.

+ علی همت زاده ; ۱٠:۱٩ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٢/٤/٢٦
    پيام هاي ديگران ()   

کتاب نویسی سفیران ایران در باکو در مدح حیدرعلی اف!

علی اف گرایی سفیران ایران در باکو ؛ از احد قضایی تا محسن پاک آیین

 

 

محسن پاک آیین ، سفیر جمهوری اسلامی در باکو در حال نگارش کتابی با عنوان « حیدر علی اف و دوستی دایمی با ایران » است.

به گزارش واحد خبر حرکت آزادیبخش ایران شمالی ؛ محسن پاک آیین در گفتگو با رسانه های باکو از انتشار سلسله مقالاتی به قلم خود با همین عنوان در یک وبلاگ ! خبر داده و افزوده است که این سلسله مقالات بعد از اتمام ، به صورت کتابی منتشر خواهد شد.

این اقدام محسن پاک آیین ، کاری ابتکاری به شمار نمی رود ، چرا که پیش از وی آقای احد قضایی سفیر اسبق در باکو نیز با انتشار کتابی با عنوان « حیدر علی اف و شرق » این مسیر را هموار کرده بود! سفیرجدید در باکو ، در این مقالات تلاش می کند ثابت کند که ایران در مواقع متعدد از جمله مناقشه قره باغ به باکو کمک کرده و اینکه حیدر علی اف ( از کمونیستهای کهنه کار و دیکتاتور باکو) در برقراری روابط با ایران ، نقش اول را داشته است! این در حالی است که در دوره حاکمیت پان ترکیستها به رهبری ابوالفضل ایلچی بیگ در باکو و علیرغم مواضع بیخردانه ایلچی بیگ درباره ایران ، روابط مردمی گسترده ای میان ملت ایران و اهالی جمهوری آذربایجان ( ایران شمالی ) برقرار بود و عمده کمکهای ایران در مناقشه قره باغ نیز در دوره ایلچی بیگ بود. بعد از سقوط مرموز ایلچی بیگ و به قدرت رسیدن مامور کهنه کار ک گ ب در باکو ، مجاهدین افغانی و رزمندگان مردمی ایرانی که جهت کمک به برادران مسلمان در جبهه قره باغ بودند ، با هماهنگی امریکا توسط حیدر علی اف مجبور به خروج از این کشور شدند.

بعد از تسلط حیدر علی اف بر باکو ، وی با ارمنستان معاهده آتش بس امضا کرد و مناقشه قره باغ رابه اغما برد.حیدر علی اف با عبور خط لوله باکو – جیهان از اردبیل ایران مخالفت کرد.این در حالی است که ایلچی بیگ موافق عبور این خط لوله از ایران بود و به همین منظور نیز مذاکراتی میان ثابت باقر اف ( وزیر نفت وقت باکو ) و آقا زاده وزیر نفت وقت ایران انجام گرفت.حیدر علی اف غربگرایی را در سیاست داخلی و خارجی باکو نهادینه کرد.اسلامگرایان و گروههای مردمی مدافع قره باغ را دستگیر وز ندانی کرد وبرخی از انها را نیز با ترور از میان برداشت.روشن جواداف فرمانده داوطلبان مدافع قره باغ به دستور علی اف کشته شدو قره باغ به استقلال طلبان واگذار گردید.حیدر علی اف ، مبنای « روابط محدود با ایران » را پی ریزی کرد.طبیعی است که دولت باکو به این « روابط محدود » به علل مختلف نیاز دارد...

احد قضایی سفیر اسبق ایران در باکو که کتاب « حیدر علی اف و شرق » را منتشر کرد ، روابط اقتصادی شخصی نیز در باکو برقرار کرده بود.انتشار اینگونه مطالب و کتابها توسط مقامات رسمی ایران در واقع تبلیغات به نفع دولت ضد اسلامی باکو به شمار میرود و از نگاه ملی هیچ توجیه سیاسی و شرعی نیز ندارد.

گفتنی است سفیر ایران در باکو در حالی به نگارش مطالب در تبلیغ حیدرعلی اف – که تبلیغ به نفع فرزند وی نیز می باشد – مشغول است که دولت باکو طی ماههای اخیر ، تفاهم نامه روابط مرزنشینان دو کشور را لغو کرد.

+ علی همت زاده ; ۱٠:۱٧ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٢/٤/٢٦
    پيام هاي ديگران ()   

ضرورت افتتاح دفتر نمایندگی جمهوری قره باغ در ایران

تداوم فعالیت های ضد تمامیت ارضی ایران در باکو و

افتتاح دفتر نمایندگی جمهوری قره باغ در ایران

اگر چه فعالیت ها ضد تمامیت ارضی ایران ، از دوره  حکمرانی استالین بر شوروی سابق که ایران شمالی ( منطقه سوسیالیستی آذربایجان شوروی ) نیز بخشی از حیطه حکمرانی  آن بود ، آغاز شد و در دوره جنگ دوم جهانی با تشکیل فرقه دمکرات در اذربایجان ایران و قتل هزاران تن از مردم آذری ایران در این طرح استالینی همراه شد اما با فروپاشی نیز تداوم یافت اما این بار فرمانده اصلی این حرکتهای ضد ایارنی نه  در مسکو که در  واشنگتن و تل آویو قرار داشت و حاکمان باکو این بارهم تنها نقش مزدور ومجری را بر عهده دارند.

 

روزنامه « راه ما » (بیزیم یول ) چاپ باکو از نشست عده ای ازمخالفان تمامیت ارضی ایران اسلامی در باکو خبر داد. این روزنامه نوشت :

در تاریخ 23 شهریور عده ای از فعالان در رابطه با  چگونگی ایجاد بحرانهای قومی در آذربایجان ایران نشستی با موضوع « آذربایجان ایران از زاویه مناسبات آذربایجان و روسیه» در دفتر انستیتوی ازادی و امنیت خبرنگاران موسوم به "راتی" در باکو برگزار کردند.

یاسمن قارقویون اف بعنوان مجری این نشست طی سخنانی ، صهیونیسم و امریکا را از حامیان اصلی « تجزیه طلبی » در ایران معرفی کرد و گفت : در حقیقت صهیوینسم و امریکا دوستان ما هستند !

ناظم جعفرسوی یکی از سخنرانان این نشست نیز با اشاره به مناسبات همکاری ایران و روسیه، گفته است که این دو کشور از منظر دیدگاه هایشان در قبال تک قطبی حکومت دنیا توسط آمریکا، ورود روسیه به جهان اسلام از دالان ایران و ذخایر عظیم انرژی که در اختیار ایران است، با یکدیگر متحد شده اند. به گفته وی، مشارکت جدی روسیه در برنامه هسته ای ایران را می توان دست کم ناشی از مقاومت این دو کشور در برابر نظام جهانی موجود دانست .

وی افزود : در گذشته نه چندان دور و هنگام حکمرانی رهبران بزرگی مانند استالین ، مسکو از سیاست تجزیه ایران حمایت می کرد اما اکنون جهان عوض شده و دولت امریکا و اسراییل و انگلیس جای آن را گرفته است. و دولت باکو از امکانات و اهداف این کشورها برای ضربه زدن به ایران استفاده میکند.

همزمان با برپایی این نشست ، روزنامه باکو خبر که از نشریات نزدیک به ارگانهای امنیتی باکو است ، از تشکیل یک گروهک جدید ضد ایرانی با عنوان " شورای بین المللی آذربایجان جانبی " خبر داد . این روزنامه از قول یکی از اعضای تشکل یاد شده نوشت که نخستین نشست این گروهک در ترکیه تشکیل شده و وظیفه این گروهک که بی گمان تحت حمایت وزارت امنیت الهام علی اف قرار دارد ؛ هماهنگ کردن فعالیتهیا گروههای مختلف علیه تمامیت ارضی ایران است.

شایان ذکر است علیرغم بی توجهی دولت ایران به فعالیت های تجزیه طلبانه و ضد ایرانی در باکو ، هز از گاهی نشستهای متعددی در مراکز رسمی باکو با رویکرد تجزیه طلبانه علیه ایران برگزار میشود که برخی از این نشستها نیز به طور رسمی از سوی دولت باکو انجام میگیرد که نشست موسوم به کنگره آذری های جهان که با شرکت الهام علی اف برگزار شد یکی از نشستها و نمایشها بود .طی سالهای گذشته برخی مطبوعات تبریز پیشنهاد کردند که در پاسخ به اینگونه اقدامات دولت کوچ باکو ، بهتر است دفتر نمایندگی دولت قره باغ در تهران و تبریز افتتاح شود  و دولت در روندی خاص به در نظر گرفتن سیاستها و اقدامات ضد ایرانی دولت باکو ( مانند تبدیل شدن باکو به پایگاه فعالتیهای تجزیه طلبانه علیه ایران ، مشارکت دولت باکو در ترور دانشمندان ایرانی و...) دولت قره باغ را به رسمیت بشناسد.

+ علی همت زاده ; ۱٠:۱٦ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٢/٤/٢٦
    پيام هاي ديگران ()