لنکران . بهشت ایران شمالی
|
||
تاتها و تعداد واقعی جمعیت ایران شمالی
پیام استاد شهریار به ایران شمالی
ده سال پیش که 22 سال داشتم، برای نخستین بار با عمویم « هابیل » به ایران آمدم. عمویم تاجر متوسطی است که در بازار « آیر پورت » باکو، جزو تجار معتبر به حساب میآید، او مرا با خود به ایران آورد تا با راه و رسم تجارت آشنا شوم... البته ناگفته نماند که اصلیت ما ایرانی است، به روایت پدرم؛ پدر بزرگ من، ابراهیم، در سال 1920 به باکو مهاجرت کرده و پس از بسته شدن مرزها به دستور استالین و قطع روابط میان مردم ایران شمالی با ایران در باکو ماندگار شده است. بعد از فروپاشی شوروی و آزادی مالکیت خصوصی در تجارت، عمویم به تجارت پرداخت. وی به دلیل اینکه ما ریشة ایرانی داریم، علاقمند است که با ایرانیها تجارت داشته باشد. وی مواد غذایی به صورت عمده از ایران به باکو وارد میکند...
برای نخستین بار در سال 1996 ( 1375 ) مرا نیز با خود به ایران آورد و آشنایی من با وطن اصلی از این سفر آغاز شد... پس از چند ماه دوباره به ایران آمدم. اما این بار مقصدم ادامة تحصیل نیز بود. من که دوره متوسطه را به پایان رسانده بودم، با راهنمایی برخی از آشنایانم که در ایران به تحصیل مشغول بودند، وارد دانشگاه بین المللی امام خمینی در قزوین شدم و تحصیل خود را در رشتة پزشکی ادامه دادم. پس از اتمام تحصیلات پزشکیام، رهسپار قم شدم تا علوم و معارف اسلامی را نیز بیاموزم. زیرا دریافته بودم که به دلیل هفتاد سال محرومیت از آموزش علوم اسلامی، مردم ایران شمالی به این علوم، بیشتر از پزشک نیاز دارند و به همین دلیل همچنان به تحصیل علوم دینی ادامه میدهم.
طی ده سال اقامت در ایران، به جرأت میتوانم بگویم که مردم ایران را به خوبی شناختهام و دریافتهام، علیرغم تمام مشکلات و مصائبی که در ایران وجود دارد، این کشور، یکی از بهترین نقاط روی زمین برای یک زندگی انسانی و اسلامی است...
شاید برخی افراد که تفکر پان ترکیستی یا پان آذریستی دارند، تصور کنند که من از وضعیت فرهنگی ایران و بخصوص آذربایجان ایران بیاطلاع هستم. اینطور نیست... من با جریان پان ترکیسم و سردمداران این جریان در باکو از نزدیک آشنا هستم و این تفکر را خوب میشناسم. پان ترکیستهای ایرانی هم همان حرفهای پان ترکیستهای باکو را تکرار میکنند و چیزی برای گفتن ندارند... ابوالفضل ایلچی بیگ که فردی به شدت غربزده و پان ترکیست بود، همیشه علیه ایران حرف میزد، او میگفت که « توران بزرگ » تشکیل خواهد شد. پدرم نامهای به او نوشت و متذکر شد که : « شما قرهباغ را به ارامنه واگذار کردهاید، اگر توانستید آن را آزاد کنید.»
عاقبیت ایلچی بیگ در ترکیه به طرز معما گونهای فوت کرد. اما بلایی که او بر سر مردم ایران شمالی آورده، حل نشده است و آن معمای قرهباغ است.
این یک واقعیت است که مردم ایران شمالی از ناسیونالیسم - آن هم ناسیونالیسم افراطی و نژادی پرستانه - خسته شدهاند. زیرا ناسیونالیسم هرگز در تکامل معنوی انسان و حرکت او به سوی سعادت ابدی تأثیری ندارد.
از نظر من مصیبت بزرگ مردم ایران شمالی، مصیبت فرهنگی است و آن ریشه در تغییر الفبای اسلامی ( الفبای عربی و ایرانی ) به الفبای دنیای مسیحیت دارد. اگر بعد از فروپاشی شوروی، الفبای ما به الفبای اصیل و الفبایی که شهریار و خاقانی ونظامی و فضولی با آن مینوشتند، تغییر مییافت، امروز وضعیت سیاسی و فرهنگی ایران شمالی به طرز دیگری بود. تغییر الفبا در ایران شمالی ( چه در دوران کمونیستها و چه در دوره ایلچی بیگ و سلسلة پادشاهی علی افها ) یک فاجعة ملی را سبب شده است و آن ، قطع ارتباط و علاقه میان گذشته و آیندة مردم است. تغییر الفبا سبب شده است که مردم ایران شمالی از گذشتة تاریخی و فرهنگی خود خبر صحیحی نداشته باشند و شاید عدهای حتی ندانند که ایران شمالی، بخشی از خاک ایران بوده که توسط روسیه اشغال، و از ایران جدا شده است.
من پس از آشنایی با الفبای نیاکان و زبان فارسی، میتوانم بگویم که دنیای جدیدی را کشف کردم. صدها کتاب تاریخی، دینی و تحقیقی را مطالعه کردم و با مطالعة این کتابها، دانستم که تغییر الفبا چه مصیبت بزرگی بوده است. شهریار، الفبای تحمیل شده بر مردم ایران شمالی را الفبای شیطان نامیده است. او حق دارد. زیرا الفبای کریل و لاتین وسیلهای برای شیطانهای ستمگر است که فکر و ذهن یک جامعه را فاسد کنند و یک جامعه را از دانستن و درک حقیقت محروم نمایند. شهریار در شعر خود خطاب به روشنفکران و نویسندگان و شاعران ایران شمالی میگوید که: الفبای شیطان، شما را از خدا جدا کرده و اگر الفبای خودمان را دریابید، میتوانید قرآن را درک کنید. او در این شعر به یک حقیقت دیگر نیز اشاره داشته و میگوید که، کفر (روسیه ) قفقاز را با جنگ از ما ( ایران ) جدا کرده است... و نهایت ، برخلاف نژاد پرستهایی که علیه زبان فارسی و هموطنان و همدینان فارس زبان سخن میگویند، از سلمان فارسی ستایش میکند و خطاب به ترکها میگوید که با نعرة تکبیر، صدای مسلمانی خود را بلند کنید و مانند فارس، مسلمان بودن خودتان را به اسلام ثابت کنید، یعنی وفاداری خود را به اسلام آشکار کنید.
شهریار در آخر شعر میگوید که هر کس در مقابل خدا تسلیم نگردد، حیوان باقی خواهد ماند و به مرحلة انسانیت نخواهد رسید... اگر چه فروپاشی ، ما را یک قدم به سوی آزادی نزدیک کرد، اما متأسفانه این بار هم حکومتی در باکو تشکیل شد که ذاتاً تفاوتی با حکومت کمونیستی شوروی ندارد. حکومت شوروی ، یک حکومت مادّی بود، حکومت فعلی باکو هم یک حکومت مادّی است. حیدر علی اف و فرزندش بارها به طور رسمی اعلام کردهاند که حکومت ما ، یک حکومت « دنیوی » است.
حیف که شیطانهای داخلی و خارجی، نگذاشتند مردم ایران شمالی، پیام شهریار بزرگ را بشنوند... هنوز هم در ایران شمالی با الفبای شیطان مینویسند و این بزرگترین فاجعة ملی است که به دستور رژیم حاکم بر ایران شمالی اتفاق افتاده است... شعر زیر که از سرودههای معروف استاد شهریار است، چاپ آن در ایران شمالی ممنوع میباشد. و من مجبورم با « الفبای شیطان » نیز آن را بنویسم...
آییریب شیطان الفباسی سیزی آللاه دان
اؤز الیفبامیزی یازساز، تاپاسیز قرآنی
دونیا بئش گوندی، جهنم ده اولورسا اولسون
گل جهادیله تاپاق جنت جاویدانی
های وئرین آللاها، شیطانی قویون تک قالسین
توولانیب، توولاماغیندا بالا اندازهسی وار
آللاهین شهری نبی دیر، قاپیسی شاه ولی
دئشیک آختارما، بو شهرین بئله دروازهسی وار
تورکلرین غیرتی تورکیه ده قافقازدا گرهک
قایناسین، ایندی کی اسلامدا جهاد میدانی دیر
کربلا فاجعهسی تجدید اولور ایراندا
غیرتین قاینادی بیل کی بو حسینین قانی دیر
عاکف - ین شعرینه باخ. گؤر نهلر ائتمیش بیزه کفر
هر قدم بیر قویو قازمیش، نه ده سالمیش ده رینه
بیزده اسلاما قایتدیقدا گلین ال بیر اولاق
تورکلرین هر ایکی دونیاسی قاییتسین یئرینه
کفر، گؤردوز نئجه چی - چی یئدی اسلام جگرین
سیزده کفرون جیگرین ایندی کباب ائتمهلی سیز
آپاریپ قافقازی جنگ ایله جواب ائتدی بیزه
سیزده شیطانه جهاد ایله جواب ائتمه لی سیز
قاوزایین نعرة تکبیر له مسلمانلیغیزی
فارسی تک ثابت ائدین اسلاما سلمانلیغیزی
فارسی، تورکه عربه فایق ائدن اسلامدیر
گؤسترین سیزده بو بلقیسه سلیمانلیغیزی
هر کیم آللاهینا باش ایمه دی حیوان قالاجاق
سیزده حیوانلار بیر بیلدیرین انسانلیغیزی
لنکران
سرزمینی است ایرانی با مردمی که به زبان شیرین تالشی - از زبانهای کهن ایرانی - تکلم میکنند. .. لنکران سرزمینی سرسبز و زیباست در مجاورت ایران کنونی . این سرزمین سبز با انعقاد عهدنامه های ننگین گلستان و ترکمانچای از ایران جدا شده است . اما مردم ان همیشه در هوای ایران زیسته اند و خود را ایرانی میدانند . در لنکران به خانه ها که بروید میبینید که در اغلب خانه ها مردم به تلویزیون ایران نگاه میکنند . مسایل ایران را پیگیری میکنند حتی فوتبال ایران را.
از لنکران همواره مردان بزرگی برخاسته اند که بیگمان نام مرحوم آیه الله فاضل لنکرانی برای همه نامی آشناست...