لنکران . بهشت ایران شمالی

 

آزادی

احد اسلامی

در راه وطن ، تیغ و سر و جان به کف ماست

آزادی ایران شمالی، هدف ماست

 

ای گنجه! به چنگ ستم و کفر اسیری

آزادی تو مایة عزّ و شرف ماست

 

از دیده روان ، خون دل از حسرتِ باکو

در سینه نهان، آتش آه و اسف ماست

 

آن روز که ایران شمالی شود آزاد

روز ظفر و موسم شور و شعف ماست

شاه اسماعیل هارای چکیر...

کرم طالعی

وطندن آیری دوشوبدور شمالی ایرانیم

آدی گلنده دیله ، شعله‏ور اولور جانیم

 

داهی فراقه دؤزه بیلمیرم ، نئدیم قارداش؟

نولار وصال یولوندا تؤکولسه ده قانیم

 

آییردیلار ظولوم ایله شمالی ایرانی

قان آغلاییر هله ده گنجه ایله شیروانیم

 

یئنه دوروب آیاغا، اردبیل و تبریزیم

یئنه ، یئنه بیر اولور گنجه ایله تهرانیم

 

زامان دؤنوب، اویانیبدیر یئنی نسیل، قارداش!

آلوولانیب گئجه ، صبحه چاتیبدی دورانیم

 

شاه اسماعیل دی ... قولاق وئر ، هارای چکیر هله‏ده

وطندن آیری دوشوبدور شمالی ایرانیم.

 

ماه قفقازی ....

تقدیم به: همدلان عزیزم  در ایران شمالی

حبیب فرقانی

 

نه خاک تشنه می‏فهمد زبان گریه‏هایم را

نه ابری جوید از چشمم، نشان گریه‏هایم را

 

و دیگر بغض، این مجروح درآئینه زندانی

به زحمت می‏تکاند آسمان گریه‏هایم را

 

بگو دریا اگر روزی گذارش سوی من افتد

بگیرد دستهای ناتوان گریه‏هایم را

 

«گلستانی » که از گلهای آن بوی فراق آید

به دل دارد کنون داغ نهان گریه‏هایم را

 

وطن! ای مادر غمدیده، بعد از من بخوان هر شب

به گوش کودکانت داستان گریه‏هایم را

 

تو در آنسوی سیل اشکها، من این طرف تنها

فقط چشم تو می‏داند زبان گریه‏هایم را

 

نسیمی کو؟ که با اعجاز روح انگیز آوازش

به خاموشی کشد آتشفشان گریه‏هایم را

 

ترا ای آسمان سنگدل، خم می‏کند قامت

به دوشت گر نهم بار گران گریه‏هایم را

 

چه می‏شد ای مه قفقازی نازک خیال، امشب

به گردن حلقه سازی بازوان گریه‏هایم را

 

تو بانوی تمام آبهای دور و نزدیکی

ببر دریا، به دریا کاروان گریه‏هایم را

 

زمین در زیر اقیانوسها از یاد خواهد رفت

اگر از کف دهم آنی، عنان گریه‏هایم را.

 

 

بال پرواز  ...

علی شریف

خداوندا مرا ده بال پرواز

کنم تا سوی گنجه بال و پر، باز

 

به شوق تربت پاک نظامی

کنم طی از دل و جان راه قفقاز

 

چو گل خاک نیاکان را ببوسم

چه شروان و چه تبریز و چه شیراز

 

چه کرمانشاه و گیلان و خراسان

چه کرمان و بلوچستان و اهواز

 

همه از مردم یک سرزمینیم

به دین و میهن و تاریخ، انباز

 

همه فرزند مام میهن استیم

به تاریخ نیاکانمان، سرافراز

 

 

ز یک اصل و تباریم و مسلمان

علیه منکران دین، هم آواز

 

چرا باید جدا ازهم بنالیم؟

نباشیم از چه با هم یار و دمساز

 

الهی روح او آتش بگیرد

که این رسم جدایی کرده آغاز

 

دو صد نفرین به جان فتنه انگیز

جدایی افکن شوم دغلباز

 

« شریف » این درد دل با اهل دل گفت

جز اهل دل نباشد محرم راز.

 

 

 

 

 

 

 

+ علی همت زاده ; ۱٢:٤٥ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٧/٩/۱٠
    پيام هاي ديگران ()   

 

تات‌ها و تعداد واقعی جمعیت ایران شمالی

 

زبان تاتهای ایران شمالی  فارسی است . این زبان با زبانی که دربرخی مناطق  ایران تاتی نامیده می‌شود متفاوت است .اما در مناطق حاشیه ارس در ایران ،بخصوص در ارسباران که زبان تاتی تا همین اواخر در آنها رواج داشته ، تاتی به همان  گویشی گفته میشود که تاتهای ایران شمالی نیز بدان تکلم میکنند . تاتی ایران  ( که در استان‌های قزوین و زنجان و غیره صحبت می‌شود) از شاخه زبانهای ایرانی شمال غربی و نزدیک به گیلکی و کردی است، اما آنچه در ایران شمالی  تاتی نامیده می‌شود مانند فارسی از شاخه جنوب غربی است و تنها گویشی از فارسی است.

دولت باکو  در سال۲۰۰۰، جمعیت تاتهای اران ( ایران شمالی )  را ۲۳.۹۰۰ نفر اعلام کرده است.!! که به نظر میرسد این رقم واقعی نیست .بخصوص از این جهت که حضور فارسی زبانان درباکو ، علامتی انکارناپذیر از ریشه دار بودن زبان فارسی در این مناطق است . در کتاب " گلستان ارم " نوشته عباسقلی آقا باکیخانوف به صراحت تاکید شده که به غیر از شش قیبله در ولایت باکو که از تراکمه اند ، بقیه اهالی و قبایل به زبان فارسی  گفتگو میکنند . تاتهای قفقاز درداغستان و دربند گرفته تا آبشوران و افروجه و گنداب و سیازان و لاهیج زندگی می‌کنند. فارسی‌زبانان قفقاز بیشتر شیعه‌اند و همچنین اقلیت یهودی اران هنوز زبان قدیمی اران را میان خود نگاه داشته‌اند.

اکثریت تات‌های قفقاز در شبه جزیرهی آبشوران، باکو، سوراخانی، بالاخانی، ماشتاغا  )   موشتاغی  بوزونا، امیرخان، زیره زندگی می‌کنند که گروهی از مردمان و ساکنان آنها، در گفتگو از زبان تاتی استفاده میکنند. برای نمونه مردم سوراخانی و بالاخانی به طور کلی در گفتگوهای خود به دو زبان ترکی و تاتی سخن میگویند. در مردهکان، امیرخان، هووسن، بینه و خیله، تنها اشخاص سالخورده به تاتی حرف میزنند و جوانان به زبان ترکی آذری  مکالمه میکنند. زیرا در این مناطق به علت محروم بودن تاتها از رایو و تلویزیون و روزنامه و آموزش زبان تاتی ، این زبان رفته رفته با تغییر نسلها در حال از بین رفتن است . به عبارت دیگر دولت باکو ، تلاش میکند تا قوم تات را با اجرای آسیملاسیون نسل کشی کرده و از بین ببرد.  گذشته از اینها ساکنان نواحی: قوبا، دوه چی، اسماعیللی، خیزین، سیازان، قوناق کندی، قوتگاشن نیز، تاتی زبان هستند. همچنین مردم ناحیهی دربند وبرخی نواحی داغستان (کایتاکو، تبرسران، مخاچ قلعه) نیز تاتی زبانند و روی هم رفته، طبق آمار سالهای اخیر، تاتهای این نواحی یازده هزار تن بودهاند. تاتیگویان به سه گروه تقسیم میشوند:

۱. تاتهای مسلمان، اعم از سنی و شیعه که در آبشوران، خیزین، دوهچی و نواحی دیگر زندگی میکنند.

۲. تاتهای کلیمی مذهب که خود را «داغ جوودی» یعنی یهودیهای کوهستانی مینامند و اکثرا در داغستان ساکن هستند.

۳. تاتهای مسیحی یا تاتهای ارمنستان که در روستاهای ماتراسه و بخش اسماعیللی و روستای کیلوز و بخش دوهچی و ارتاشِن و قوبا میزیند. طبق آمار سرشماری سال ۱۹۲۶ عده تاتهای کوهستانی کلیمی، ۲۶ هزار تن بوده است.

گویش تاتهای کلیمی مذهب که یکی از زبانهای ادبی داغستان است، بیش از گویشهای تاتی مسلمان، مورد مطالعه و بررسی قرار گرفته است. دربارهی زبان تاتهای مسلمان تنها گویش تاتهای لاهیج ساکن بخش اسماعیللی مورد بررسی قرار گرفته و از گویشهای تودههای اصلی تاتهای مسلمان از جمله آبشوران و نواحی شمالی آن، آگاهیهای اندک و جسته و گریختهیی وجود دارد. ولی گویشهای این نواحی بیش از گویش لاهیج، اصیل به نظر میرسد.

اگر چه دولت باکو رقم واقعی جمعیت فارس زبانها ی ایران شمالی را مخفی نگاه میدارد ، اما براندا شفر ، محقق امریکایی که به این مناطق رفت و امد دارد ، تعداد تاتها را حدود سیصد هزار تن تخمین میزند که مورد تبعیض رسمی قرار دارند.به نوشته وی تعداد تالشها حدود یک میلیون و سیصد هزار تن میباشد که در مناطق آستارا ، لنکران ، سلیان ،یاردیملی ، لئریک و...سکونت دارند . تعداد لزگها نیز بیش از هشتصد هزار تن میباشد که در قسمتهای شمالی ایران شمالی سکونت دارند. طبق اعلام رسمی دولت باکو ، امروز تعداد ارامنه ساکن در باکو و دیگر شهرها حدود سی هزار نفر میباشد.همچنین  پانصدهزار نفر روس و از اقوام دیگر مانند کردها در ایران شمالی زندگی میکنند . مقامات باکو از مهاجرت دو میلیون نفر از اهالی به روسیه سخن میگویند که اکثریت این مهاجران در دوره شوروی و در سالهای بعد از فروپاشی به دلیل فقر و فلاکت و گرسنگی از ایران شمالی به روسیه مهاجرت کرده اند و به دلیل تسهیلات دولت روسیه ( مانند عدم مطالبه ویزا و جواز اقامت ، آشنایی با زبان و فرهنگ روسی و ...) در این کشور ماندگار شده اند . با بررسی این نکا ت ، و اگر اعلام رسمی مقامات باکو دایر بر هشت میلیون نفر بودن جمعیت ایران شمالی را صحیح تلقی کنیم ، روشن میشود که امروز تعداد جمعیت آذری زبان ساکن در  ایران شمالی  حدود سه میلیون و پانصد هزار  نفر میباشد.

 

 

 

+ علی همت زاده ; ٢:۱٤ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٧/٩/٧
    پيام هاي ديگران ()   

 

 

 

الفبای شیطان ، فاجعة ملی  و

 

 پیام استاد شهریار به ایران شمالی

 

*‏ ائلشن نصیر اف

 

ده سال پیش که 22 سال داشتم، برای نخستین بار با عمویم « هابیل » به ایران آمدم. عمویم تاجر متوسطی است که در بازار « آیر پورت » باکو، جزو تجار معتبر به حساب می‏آید، او مرا با خود به ایران آورد تا  با راه و رسم تجارت آشنا شوم... البته ناگفته نماند که اصلیت ما ایرانی است، به روایت پدرم؛ پدر بزرگ من، ابراهیم، در سال 1920 به باکو مهاجرت کرده و پس از بسته شدن مرزها به دستور استالین و قطع روابط میان مردم ایران شمالی با ایران در باکو ماندگار شده است. بعد از فروپاشی شوروی و آزادی مالکیت خصوصی در تجارت، عمویم به تجارت پرداخت. وی به دلیل اینکه ما ریشة ایرانی داریم، علاقمند است که با ایرانی‏ها تجارت داشته باشد. وی مواد غذایی به صورت عمده از ایران به باکو وارد می‏کند...

برای نخستین بار در سال 1996 ( 1375 ) مرا نیز با خود به ایران آورد و آشنایی من با وطن اصلی از این سفر آغاز شد... پس از چند ماه دوباره به ایران آمدم. اما این بار مقصدم ادامة‌ تحصیل نیز بود. من که دوره متوسطه را به پایان رسانده بودم، با راهنمایی برخی از آشنایانم که در ایران به تحصیل مشغول بودند، وارد دانشگاه بین المللی امام خمینی در قزوین شدم و تحصیل خود را در رشتة پزشکی ادامه دادم. پس از اتمام تحصیلات پزشکی‏ام، رهسپار قم شدم تا علوم و معارف اسلامی را نیز بیاموزم. زیرا دریافته بودم که به دلیل هفتاد سال محرومیت از آموزش علوم اسلامی، مردم ایران شمالی به این علوم، بیشتر از پزشک نیاز دارند و به همین دلیل همچنان به تحصیل علوم دینی ادامه می‏دهم.

طی ده سال اقامت در ایران، به جرأت می‏توانم بگویم که مردم ایران را به خوبی شناخته‏ام و دریافته‏ام، علیرغم تمام مشکلات و مصائبی که در ایران وجود دارد، این کشور، یکی از بهترین نقاط روی زمین برای یک زندگی انسانی و اسلامی است...

شاید برخی افراد که تفکر پان ترکیستی یا پان آذریستی دارند، تصور کنند که من از وضعیت فرهنگی ایران و بخصوص آذربایجان ایران بی‏اطلاع هستم. اینطور نیست... من با جریان پان ترکیسم و سردمداران این جریان در باکو از نزدیک آشنا هستم و این تفکر را خوب می‏شناسم. پان ترکیست‏های ایرانی هم همان حرفهای پان ترکیست‏های باکو را تکرار می‏کنند و چیزی برای گفتن ندارند... ابوالفضل ایلچی بیگ که فردی به شدت غربزده و پان ترکیست بود، همیشه علیه ایران حرف می‏زد، او می‏گفت که « توران بزرگ » تشکیل خواهد شد. پدرم نامه‏ای به او نوشت و متذکر شد که : « شما قره‏باغ را به ارامنه واگذار کرده‏اید، اگر توانستید آن را آزاد کنید.»

عاقبیت ایلچی بیگ در ترکیه به طرز معما گونه‏ای فوت کرد. اما بلایی که او بر سر مردم ایران شمالی آورده، حل نشده است و آن معمای قره‏باغ است.

این یک واقعیت است که مردم ایران شمالی از ناسیونالیسم -  آن هم ناسیونالیسم افراطی و نژادی پرستانه -  خسته شده‏اند. زیرا ناسیونالیسم هرگز در تکامل معنوی انسان و حرکت او به سوی سعادت ابدی تأثیری ندارد.

از نظر من مصیبت بزرگ مردم ایران شمالی، مصیبت فرهنگی است و آن ریشه در تغییر الفبای اسلامی ( الفبای عربی و ایرانی ) به الفبای دنیای مسیحیت دارد. اگر بعد از فروپاشی شوروی، الفبای ما به الفبای اصیل و الفبایی که شهریار و خاقانی ونظامی و فضولی با آن می‎نوشتند، تغییر می‏یافت، امروز وضعیت سیاسی و فرهنگی ایران شمالی به طرز دیگری بود. تغییر الفبا در ایران شمالی ( چه در دوران کمونیست‏ها و چه در دوره ایلچی بیگ و سلسلة پادشاهی علی اف‏ها ) یک فاجعة ملی را سبب شده است و آن ، قطع ارتباط و علاقه میان گذشته و آیندة‌ مردم است. تغییر الفبا سبب شده است که مردم ایران شمالی از گذشتة‌ تاریخی و فرهنگی خود خبر صحیحی نداشته باشند و شاید عده‏ای حتی ندانند که ایران شمالی، بخشی از خاک ایران بوده که توسط روسیه اشغال، و از ایران جدا شده است.

من پس از آشنایی با الفبای نیاکان و زبان فارسی، می‏توانم بگویم که دنیای جدیدی را کشف کردم. صدها کتاب تاریخی، دینی و تحقیقی را مطالعه کردم و با مطالعة این کتابها، دانستم که تغییر الفبا چه مصیبت بزرگی بوده است. شهریار، الفبای تحمیل شده بر مردم ایران شمالی را الفبای شیطان نامیده است. او حق دارد. زیرا الفبای کریل و لاتین وسیله‏ای برای شیطانهای ستمگر است که فکر و ذهن یک جامعه را فاسد کنند و یک جامعه را از دانستن و درک حقیقت محروم نمایند. شهریار در شعر خود خطاب به روشنفکران و نویسندگان و شاعران ایران شمالی می‏گوید که:  الفبای شیطان، شما را از خدا جدا کرده و اگر الفبای خودمان را دریابید، می‏توانید قرآن را درک کنید. او در این شعر به یک حقیقت دیگر نیز اشاره داشته و می‏گوید که، کفر (‌روسیه ) قفقاز را با جنگ از ما ( ایران ) جدا کرده است... و نهایت ، برخلاف نژاد پرستهایی که علیه زبان فارسی و هموطنان و همدینان فارس زبان سخن می‏گویند، از سلمان فارسی ستایش می‏کند و خطاب به ترکها می‏گوید که با نعرة‌ تکبیر، صدای مسلمانی خود را بلند کنید و مانند فارس، مسلمان بودن خودتان را به اسلام ثابت کنید، یعنی وفاداری خود را به اسلام آشکار کنید.

شهریار در آخر شعر می‏گوید که هر کس در مقابل خدا تسلیم نگردد، حیوان باقی خواهد ماند و به مرحلة ‌انسانیت نخواهد رسید... اگر چه فروپاشی ، ما را یک قدم به سوی آزادی نزدیک کرد، اما متأسفانه این بار هم حکومتی در باکو تشکیل شد که ذاتاً تفاوتی با حکومت کمونیستی شوروی ندارد. حکومت شوروی ، یک حکومت مادّی بود، حکومت فعلی باکو هم یک حکومت مادّی است. حیدر علی اف و فرزندش بارها به طور رسمی اعلام کرده‏اند که حکومت ما ، یک حکومت « دنیوی » است.

حیف که شیطانهای داخلی و خارجی، نگذاشتند مردم ایران شمالی، پیام شهریار بزرگ را بشنوند... هنوز هم در ایران شمالی با الفبای شیطان می‏نویسند و این بزرگترین فاجعة‌ ملی است که به دستور رژیم حاکم بر ایران شمالی اتفاق افتاده است... شعر زیر که از سروده‏های معروف استاد شهریار است، چاپ آن در ایران شمالی ممنوع می‏باشد. و من مجبورم با « الفبای شیطان » نیز آن را بنویسم...

 

آییریب شیطان الفباسی سیزی آللاه دان

 اؤز الیفبامیزی یازساز، تاپاسیز قرآنی

 دونیا بئش گوندی، جهنم ده اولورسا اولسون

گل جهادیله  تاپاق جنت جاویدانی

 

های وئرین آللاها، شیطانی قویون تک قالسین

 توولانیب، توولاماغیندا بالا اندازه‏سی وار

 آللاهین شهری نبی دیر، قاپیسی شاه ولی

دئشیک آختارما، بو شهرین بئله دروازه‏سی وار

 

تورکلرین غیرتی تورکیه ده قافقازدا گره‏ک

 قایناسین، ایندی کی اسلامدا جهاد میدانی دیر

 کربلا فاجعه‏سی تجدید اولور ایراندا

غیرتین قاینادی بیل کی بو حسینین قانی دیر

 

 عاکف -  ین شعرینه باخ. گؤر نه‏لر ائتمیش بیزه کفر

 هر قدم بیر قویو قازمیش، نه ده سالمیش ده رینه

 بیزده اسلاما قایتدیقدا گلین ال بیر اولاق

 تورکلرین هر ایکی دونیاسی قاییتسین یئرینه

 

کفر، گؤردوز نئجه  چی  -  چی  یئدی اسلام جگرین

سیزده کفرون جیگرین ایندی کباب ائتمه‏لی سیز

 آپاریپ قافقازی جنگ ایله جواب ائتدی بیزه

سیزده شیطانه جهاد ایله جواب ائتمه لی سیز

 

قاوزایین نعرة تکبیر له مسلمانلیغیزی

فارسی تک ثابت ائدین اسلاما سلمانلیغیزی

فارسی، تورکه عربه فایق ائدن اسلامدیر

گؤسترین سیزده بو بلقیسه سلیمانلیغیزی

هر کیم آللاهینا باش ایمه دی حیوان قالاجاق

سیزده حیوانلار بیر بیلدیرین انسانلیغیزی

+ علی همت زاده ; ۱۱:٢٩ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٧/٩/٦
    پيام هاي ديگران ()   

 

نسل‏کشی تالش‏های مظلوم توسط رژیم باکو

جمشید غلامی

 

اخیراً تالش‏های ایران شمالی (جمهوری آذربایجان) تحت فشارها و محدودیت‏های شدیدی از سوی رژیم باکو قرار گرفته‏اند، تالش‏ها که جمعیت آنها بین یک تا یک و نیم میلیون نفر می‏باشد، از اقوام اصیل ایرانی هستند که درمناطق جنوبی ایران شمالی ساکن هستند. زبان تالشی از گروه زبانهای ایرانی و شبیه زبان فارسی است. شهر لنکران مرکز منطقة تالش‏نشین است. تالش‏ها، پس از انعقاد عهدنامه‏های سیاه گلستان و ترکمانچای و بخصوص در دوره حاکمیت کمونیسم، تحت فشارها و آزارهای دایمی قرار داشته‏اند. پس از فروپاشی کمونیسم و حاکمیت رژیم پان‏ترکیستی و ضداسلامی بر ایران شمالی، فشارها و آزارها بر تالش‏ها افزونتر شد. رژیم باکو به طور رسمی ایدة ضد اسلامی پان‏ترکیسم و پان‏آذریسم را تبلیغ و ترویج می‏کرد و به تالش‏ها به دیدة‌ «قوم بیگانه» نگاه می‏کرد... بر اثر ستم‏های تاریخی و تشدید این ستم‏ها پس از فروپاشی شوروی، تالش‏ها بپاخاسته و با رهبری قهرمان‏ملی ایران‏شمالی «ژنرال علی‏اکرام همت‏اف» حکومت مستقل «جمهوری تالش ـ مغان» را به مرکزیت لنکران تشکیل دادند ... این حکومت از سوی ارتش باکو مورد حمله قرار گرفت و رهبر آن که قهرمانانه مقاومت کرده بود، دستگیر و زندانی شد. مدت زندان وی 12 سال به طول انجامید و درنهایت با کوشش‏های سیاسی تالش‏ها از زندان آزاد شد، در حالی که بر اثر 12 سال زندان وتحمل شکنجه‏ها درمعرض مرگ قرار داشت. رژیم باکو تابعیت شهروندی را سلب کرد و رهبر قهرمان تالش‏ها مجبور شد از کشور خارج شده و فعالیت‏های خود را برای احقاق حقوق ابتدایی تالش‏ها در خارج ادامه دهد...

رژیم باکو که به صورت رسمی «پان آذریسم و سکولاریسم» را به عنوان ایدئولوژی ملی! (دولتی) اعلام کرده و از معرفی اسلام به عنوان دین رسمی در قانون اساسی خودداری ورزیده است، همواره از سوی تالش‏ها که مسلمانانی عملگرا هستند، نگران می‏باشد و به همین جهت طی سالهای گذشته، اقدامات متعددی  برای تضعیف تفکر دینی و ایجاد فاصله میان دین و تالش‏ها در منطقة تالش‏نشین انجام داده است. به دلیل همجواری تالش ـ مغان با ایران، آمریکا و اسراییل نیز علاقة بخصوصی به این مناطق نشان می‏دهند. هیأتهای آمریکایی و اسراییلی یکی پس از دیگری به این مناطق گسیل می‏شوند و با ایجاد مراکز مختلف ، تفکر ضد اسلامی را در میان تالش‏ها تبلیغ می‏کنند. درمناطق تالش‏نشین، آمریکایی‏ها و اسراییلی‏ها با پوشش‏هایی نظیر راه‏سازی، کشاورزی، فعالیت‏های بشردوستانه و ... حضور دارند. آمریکایی‏ها هر سال تعدادی از دانشجویان و دانش‏آموزان تالش را گزینش کرده و آنها را تحت آموزش قرار می‏دهند. همچنین گروههای وهابی نیز که از سوی شیوخ مرتجع عرب حمایت می‏شوند، اخیراً فعالیت‏هایی را در منطقة تالش ـ مغان آغاز کرده‏اند. اما همة این اقدامات نتوانسته است در رویکرد عمومی تالش‏ها تأثیر بگذارد.

رژیم باکو تالش‏ها را به عنوان قومی ایرانی و خطرناک تلقی می‏کند و انواع محدودیت‏ها را در حق آنها روا می‏دارد. منطقة‌ تالش ـ مغان جزو مناطق بسیار عقب ماندة ایران شمالی می‏باشد و اکثر روستاها و بخش‏های این مناطق از خدمات برق، گاز، راه، آب آشامیدنی بهداشتی محروم هستند. پس از فروپاشی و با گذشت 16 سال از تشکیل دولت باکو، در این مناطق حتی یک کارگاه ایجاد نشده است. علاوه بر این، کارگاهها و کارخانه‏هایی که در دورة شوروی بود، تعطیل شده است. رژیم باکو با انجام اینگونه اقدامات، کوشش دارد تا تالش‏ها مجبور شوند به مناطق دیگر ایران‏شمالی و باکو مهاجرت کنند...

تالش‏ها در ساختار دولتی رژیم باکو نیز جایگاهی ندارند و هیچ یک از وزیران و مقامات ارشد و حتی مدیران میانی در دستگاههای مختلف اقتصادی، فرهنگی، نظامی و اجتماعی از قوم تالش نمی‏باشند.  علاوه بر این ، انتشار مطبوعات و کتاب به زبان تالشی ممنوع است. تکلم به زبان تالشی در رادیو و تلویزیون نیز ممنوع می‏باشد و هیچ برنامه‏ای به این زبان پخش نمی‏شود.

در حقیقت می‏توان گفت که رژیم باکو، تالشها را در محاصرة اقتصادی، سیاسی و فرهنگی قرار داده و گام به گام  و به تدریج پروژة‌ نسل‏کشی تالش‏ها را اجرا می‏کند. این نسل‏کشی سفید (بدون خونریزی) به گونه‏ای طراحی شده است که می‏توان پیش‏بینی کرد پس از پنجاه سال دیگر اثری از قوم تالش در ایران شمالی باقی نماند و نسل‏کشی تالشی‏ها با موفقیت پایان یابد.

اما روشنفکران و نخبگان تالش به مقاومت در مقابل رژیم باکو برخاسته‏اند. رژیم باکو پی‏درپی از دموکراسی و آزادی مطبوعات و بیان دم می‏زند. به گونه‏ای که حتی نشریات ضد اسلامی در باکو منتشر می‏شوند و درباره پیامبر اسلام، اهل بیت(ع)، مراجع تقلید و تشیع مقالات اهانت‏آمیز منتشر می‏کنند!...

مقامات باکو مدعی هستند که اقوام ساکن در ایران شمالی از آزادی برخوردار هستند و می‏توانند نشریه و کتاب منتشر کنند...

اخیراً نخبگان تالش برای نخستین بار پس از سقوط «جمهوری تالش ـ مغان» اقدام به انتشار نشریه‏ای به نام «تالشی صدو» (صدای تالش) کردند. شماره نخست (صدای تالش) به سردبیری «نوروز محمداف» منتشر شد. در این نشریه از درج مطالب سیاسی و انتقادی پرهیز شده و تنها اخبار و مطالب ادبی به زبان تالشی درج شده بود...

به دنبال انتشار این نشریه، رژیم باکو دستگیری گستردة نخبگان و فعالان فرهنگی تالش را آغاز کرد. در نخستین اقدام، مأموران امنیتی رژیم باکو «ائلمان قلی‏اف» دبیر تحریریه «صدای تالش» را ربودند و با هجوم به منزل وی، رایانه و وسایل شخصی‏اش را به غارت بردند، «علی نصیراف» معاون مرکز فرهنگی تالش نیز در باکو از سوی افراد ناشناس ربوده شد و با گذشت چندین روز، خانوادة وی اعلام کرد که از سرنوشت نصیراف اطلاعی در دست نیست.

«نوروزمحمداف» (سردبیر صدای تالش) از نخبگان و چهره‏های فرهنگی شاخص تالش‏ها که از شهرت علمی در ایران، روسیه و مراکز تحقیقی جهان برخوردار است، دستگیر و زندانی شد...

برخی از نخبگان و فعالان فرهنگی تالش نیز که درانتشار نخستین شماره «صدای تالش» همکاری داشتند، دستگیر و زندانی شدند.

مقامات رژیم باکو از اعلام اتهام دستگیرشدگان خودداری می‏کنند، زیرا در ایران شمالی همه می‏دانند که هنگام دستگیریهای گروهی، رژیم دو اتهام صادر می‏کند: «تلاش برای کودتا و خیانت به میهن!» این اتهامها در حقیقت همان اتهامهایی هستند که استالین با تمسک به آنها میلیونها نفر را کشت و میلیونها نفر را در سیبری زندانی کرد. در حالی که مقامات باکو سکوت کرده‏اند، «رامیز محمداف» وکیل نوروزمحمداف (سردبیر زندانی صدای تالش) اعلام کرد که به گفتة مقامات امنیتی، اتهام دستگیر شدگان «خیانت به میهن!» است. اما تالش‏ها و افکار عمومی می‏داند که تنها جرم دستگیرشدگان این است که تالشی هستند  و جرات کرده‏اند برای نخستین بار طی چهارده سال اخیر و در دورة‌ حکومت علی‏اف‏ها نشریه‏ای به زبان تالشی (فارسی) منتشر کنند.

تا زمانی که ایدة ضداسلامی «پان ترکیسم و پان آذریسم» به عنوان ایدئولوژی دولتی از سوی رژیم باکو ترویج می‏شود و از سوی دیگر، حکومتی استبدادی در قالب این شعارها به غارت منابع کشور و چپاول ثروتهای عمومی مشغول است، طبیعی است که تقابل میان مردم ایران شمالی (اعم از آذری، تالشی، لزگی، آوار و ...) با رژیم استبدادی مرکزی ادامه یابد. و در این میان تالش‏ها و تاتها بیش از هر قوم دیگری در ایران شمالی تحت ستم قرار دارند. زیرا آنها به زبان فارسی (تالشی) حرف می‏زنند...

تالش‏ها مانند دیگر اقوام ایران شمالی هویت ایرانی و پیوندی تاریخی با ایران دارند. به نظر می‏رسد، حمایت معنوی و فرهنگی از تالش‏های مظلوم ایران شمالی وظیفه فرد فرد ما ایرانی‏هاست.

 

+ علی همت زاده ; ۱۱:٢٥ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٧/٩/٦
    پيام هاي ديگران ()   

 

پرچم رهایی

شعری از احد اسلامی

تقدیم به : اهالی انقلابی منطقه نارداران باکو که در راه آزادی ایران شمالی از

جنگ کمونیسم و امریکا شهیدها داده اند

تقدیم به مبارز نستوه ناردارانی علی اکرام علی اف

 

دوستان!

چگونه می توان سکوت کرد؟

دوستان!

چگونه می توان نگفت

از جراحت و جنون و درد؟

باز هم در آنسوی ارس

برادران و خواهران من

به خاک و خو ن کشیده می شوند

هان! نگاه کن! که عاشقان

بر فراز دار دیده می شوند

هر یک از جنازه ها

پرچم رهایی برادران و خواهران ماست......

 

+ علی همت زاده ; ۱۱:٢٢ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٧/٩/٦
    پيام هاي ديگران ()   

شیرین تالشی

لنکران

سرزمینی است ایرانی با مردمی که به زبان شیرین تالشی - از زبانهای کهن ایرانی - تکلم میکنند. .. لنکران سرزمینی سرسبز و زیباست در مجاورت ایران کنونی . این سرزمین سبز با انعقاد عهدنامه های ننگین گلستان و ترکمانچای از ایران جدا شده است . اما مردم ان همیشه در هوای ایران زیسته اند و خود را ایرانی میدانند . در لنکران به خانه ها که بروید میبینید که در اغلب خانه ها مردم به تلویزیون ایران نگاه میکنند . مسایل ایران را پیگیری میکنند حتی فوتبال ایران را.

از لنکران همواره مردان بزرگی برخاسته اند که بیگمان نام مرحوم آیه الله فاضل لنکرانی  برای همه نامی آشناست...

 

+ علی همت زاده ; ۱۱:۱٧ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٧/٩/٦
    پيام هاي ديگران ()   

به پرشین بلاگ خوش آمدید

بنام خدا

كاربر گرامي

با سلام و احترام

پيوستن شما را به خانواده بزرگ وبلاگنويسان فارسي خوش آمد ميگوييم.
شما ميتوانيد براي آشنايي بيشتر با خدمات سايت به آدرس هاي زير مراجعه كنيد:

http://help.persianblog.ir براي راهنمايي و آموزش
http://news.persianblog.ir اخبار سايت براي اطلاع از
http://fans.persianblog.ir براي همكاري داوطلبانه در وبلاگستان
http://persianblog.ir/ourteam.aspx اسامي و لينك وبلاگ هاي تيم مديران سايت

در صورت بروز هر گونه مشكل در استفاده از خدمات سايت ميتوانيد با پست الكترونيكي :
support[at]persianblog.ir

و در صورت مشاهده تخلف با آدرس الكترونيكي
abuse[at]persianblog.ir
تماس حاصل فرماييد.

همچنين پيشنهاد ميكنيم با عضويت در جامعه مجازي ماي پرديس از خدمات اين سايت ارزشمند استفاده كنيد:
http://mypardis.com


با تشكر

مدير گروه سايتهاي پرشين بلاگ
مهدي بوترابي

http://ariagostar.com
+ پرشین بلاگ ; ۱۱:۱٤ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٧/٩/٦
    پيام هاي ديگران ()