لنکران . بهشت ایران شمالی
|
||
اهداف رژیم صهیونیستی از مناسبات با دولت باکو
· احمد کاظمی
·
باید گفت طی 15 ساله گذشته، رژیم نژادپرست اسرائیل از جمله بازیگرانی بوده است که به دلایل متفاوت کوشیده است تا به هر نحو ممکن، نفوذ خود را در منطقه قفقاز به ویژه ایران شمالی (جمهوری آذربایجان) گسترش دهد. اقدام به توصیه بنگوریون مبنی بر لزوم توسعه روابط اسرائیل با کشورهای غیرعربی نزدیک به خاورمیانه، وجود ذخایر عظیم انرژی در سواحل باکو و انتقال یهودیان اطراف باکو به سرزمینهای اشغالی، بخشی از دلایل تلاش اسرائیل برای گسترش نفوذ در جمهوری آذربایجان است.
یکی از مهمترین دلایل تلاش اسرائیل برای نفوذ بیشتر در ساختار دولت باکو و گسترش نفوذ در ایران شمالی، وجود مرز طولانی و منحصر به فرد ایران شمالی با ایران به عنوان کشوری که تلآویو بارها آن را مهمترین دشمن اسرائیل عنوان کرده است، میباشد. ایران شمالی به خاطر داشتن اشتراکات فراوان با ایران و علاقه و ارادت مردم این سرزمین به ایران، به شدت اسرائیل را نگران ساخته است. از این رو نیز هرگاه گامی برای گسترش مناسبات تهران ـ باکو برداشته میشود، محافل وابسته به صهیونیسم در باکو تلاش میکنند که با تبلیغات منفی در مناسبات دو کشور خلل ایجاد کنند. این موضوع در سفر سال 2004 (1383) آقای سیدمحمدخاتمی، رئیس جمهوری وقت ایران، به باکو و هم در سفر سال 2005 (1384) الهام علی اف، رئیس جمهور آذربایجان، به تهران قابل لمس بود. اساساً سیاست ایرانستیزی و تخریب وجهه ایران در باکو و طرح مسائلی خیالی نظیر «آذربایجان بزرگ!» و فعالیت گروهکهای ضدایرانی با حمایتهای مالی و معنوی رژیم صهیونیستی در باکو صورت میگیرد. جمهوری اسلامی ایران به دلیل پیوندها و امتیازهای تاریخی، فرهنگی و جغرافیایی که با منطقه آسیای مرکزی و قفقاز دارد، برای حضور در منطقه از موقعیت مناسبی برخوردار است. طبیعی است حضور همهجانبه ایران در منطقه به عنوان اصلیترین کشور مخالف رژیم صهیونیستی، وزنه را به سود جبهه ضد صهیونیستی در جهان تغییر خواهد داد. در نتیجه، مقابله با حضور ایران در منطقه یکی از اهداف امنیتی تنشزای اسرائیل در منطقه قفقاز و آسیای مرکزی میباشد. رژیم صهیونیستی کوشش میکند تا ایران را خطری برای باکو نشان دهد و با استفاده از این سیاست فریبآمیز، باکو را برای همکاری گستردهتر با خود همراه سازد. این در شرایطی است که ایران همواره حامی جمهوری آذربایجان (ایران شمالی) بوده و حمایتهای سیاسی تهران از باکو در مجامع بینالمللی و نیز کمکهای اقتصادی ایران به ملت و دولت باکو چه در چارچوب کمیته امداد و چه خارج از آن شاید با هیچ کشور دیگری قابل مقایسه نباشد. گفته میشود، رژیم صهیونیستی برای تبلیغات ضدایرانی حتی مطبوعاتی را در باکو اجاره میکند. سفارت اسرائیل در باکو با پرداخت مبلغ قابل توجهی پول به مطبوعات ، آنها را به انتشار اخبار کذب علیه ایران ترغیب میکند. برای نمونه، در سال 2004 (1383) یکی از مسئولان سفارت اسرائیل در باکو طی ملاقاتهای جداگانهای با مدیران روزنامههای باکو، مقالهای بیاساس درباره واگذاری منطقه مغان ایران به ارمنستان را همراه یک چک بانکی به عنوان کمک مالی اسرائیل به مطبوعات باکو تحویل داده است. هدف اسرائیل از این اقدام، تحریک افکار عمومی علیه ایران میباشد. برخی از روزنامههای باکو از انتشار خبر مجعول مذکور در ازای دریافت پول خودداری کردهاند، اما تعدادی از مطبوعات باکو از همکاری کامل خود با سفارت اسرائیل خبر داده و مقاله مذکور را به همراه داستانسازیهای جانبی منتشر کردهاند.(1) ( جالب این که برخی مطبوعات محلی موسوم به مطبوعات بیگانهگرا در اردبیل که با سفارت باکو در تهران نیز مرتبط بودند، خبرهای سفارت اسراییل دربارة واگذاری مغان به ارمنستان را منتشر کردند!)
از مهمترین اهداف اسرائیل در ایران شمالی ، تلاش برای مقابله با گسترش اسلامگرایی است. منطقه قفقاز به ویژه ایران شمالی به دلیل شرایط فرهنگی و تاریخی که از آن برخوردار است، بستر مناسبی برای رشد گرایشهای اسلامگرایانه دارد. از همان اوایل به استقلال رسیدن جمهوریهای قفقاز، نگرانی قدرتهای جهانی و منطقهای مخالف گرایشهای اسلامی، به تلاش برای ریشهکن کردن این نوع گرایشها در منطقه منجر شد. در این میان، اسرائیل که رشد جریانهای اسلامی در هر نقطه از جهان را مخالف موجودیت و حیات خویش میداند، تلاش برای مقابله با اسلامگرایی در قفقاز را از اهداف اساسی خود برای نفوذ در این منطقه قفقاز در راستای تحقق بخشیدن به این هدف صورت میگیرد. البته اسرائیل در پیگیری سیاست مقابله با اسلامخواهی در منطقه از پشتیبانی و حمایت برخی دولتهای منطقهای و فرامنطقهای نیز برخوردار است. رژیم صهیونیستی در کنار مقابله با اسلامگرایی در ایران شمالی ، به دنبال تقویت فرقههای ضالّه در این کشور با استفاده از خلأهای متعدد موجود نیز است. در این راستا، تبدیل کردن باکو به پایتخت بهاییها مورد توجه تلآویو است.
در سال 2005 (1384) فاش شد که بنابر توافقات صورت گرفته میان مقامات اسرائیل و باکو، باکو به مرکز فعالیت فرقه بهاییت تبدیل میشود. پس از پیگیری سفارت اسرائیل و کسب مجوز مقامات باکو، انجمن بهاییان، فعالیت خود را عملاً آغاز کرده است. در عین حال محافل وابسته به صهیونیستها مارس 2005، اولین لژ فراماسونری را در باکو تشکیل دادند.
یکی از اهداف امنیتی اسرائیل در منطقه قفقاز، گسترش فضای امنیتی خود است. عدم مشروعیت سیاسی اسرائیل در میان بسیاری از کشورهای خاورمیانه سبب شده است تا اسرائیل فضای مناسبی برای تحرک لازم در منطقه را نداشته باشد. در چنین شرایطی، حضور در منطقه قفقاز و آسیای مرکزی با توجه به ویژگیهای ژئوپلیتیکی خاصی که این منطقه دارد، انتخاب مطلوبی برای اسرائیل محسوب میشود. در این راستا، تلاش برای جلب همکاری جمهوریهای آسیای مرکزی و قفقاز در مجامع بینالمللی، کاهش فشارها علیه اسرائیل، خارج کردن خود از بحران مشروعیت سیاسی، جلوگیری از تشکیل جبهه ضد اسرائیلی در منطقه و گسترش سطح تماس با برخی کشورهای اسلامی به منظور ایجاد تفرقه میان آنها، از جمله اهداف اسرائیل در قفقاز محسوب میشود. تسلط بر منابع انرژی ایران شمالی و مشارکت در پروژههای سودآور اقتصادی و اطلاعاتی ( در حوزههای مخابرات، کشاورزی، تجهیزات نظامی و ...) نیز از جمله اهداف رژیم صهیونیستی است.
یکی دیگر از اهداف اسرائیل در قفقاز و آسیای مرکزی ، تسهیل مهاجرت یهودیان این منطقه به فلسطین اشغالی به طور خاص و یهودیان مقیم اتحاد جماهیر شوروی سابق به طور عام میباشد. این موضوع از ترس تلآویو در خصوص نابرابر شدن شدید جمعیت مسلمان فلسطینی نسبت به یهودیان ناشی میشود. این نگرانی به ویژه از سال 2001 (1380) با آغاز انتفاضه جدید مردم فلسطین و افزایش میزان مهاجرت یهودیان از سرزمینهای اشغالی (پدیده مهاجرت معکوس) بیشتر شده است. به ادعای ایتان نایه(2)، سفیر سابق رژیم صهیونیستی در باکو، حدود هشتاد هزار یهودی در اطراف باکو و سایر مناطق کشور زندگی میکنند. حال آنکه تعداد یهودیان در این منطقه پانزده هزار نفر است. به گفته مقامات باکو نیز از سال(1370) 1991 تا 1384 (2005)، بیش از پنج هزار نفر از یهودیان مقیم در شمال غربی این کشور به ویژه از شهرستان قوبا به فلسطین اشغالی مهاجرت کردهاند. البته آمارهای متناقضی در این خصوص عنوان شده است. گفته میشود در طول این سالها از سراسر شوروی سابق، بیش از یک میلیون یهودی به فلسطین اشغالی مهاجرت کردهاند. براساس آمار اداره آمار رژیم صهیونیستی در سال 2001 (1380)، 612 یهودی از ایران شمالی به فلسطین اشغالی مهاجرت کردهاند. در این سال از گرجستان 743 نفر، از ارمنستان 101 نفر، از ترکمنستان 157 نفر، از ازبکستان 2030 نفر، از قزاقستان 98 نفر، از قرقیزستان 2750 نفر، از تاجیکستان 47 نفر، از مولداوی 954 نفر، از اوکراین 14028 نفر، از روسیه 10849 نفر، از روسیه سفید 1988 نفر و از کشورهای بالتیک نیز 668 نفر به فلسطین اشغالی مهاجرت کردهاند. رژیم صهیونیستی تلاش دارد قشر تحصیل کرده و نخبه یهودیان ایران شمالی را به فلسطین اشغالی بفرستد و از سایر یهودیان ساکن نیز برای اهداف جاسوسی استفاده کند. در این راستا نیز ارتقای جایگاه یهودیان و ترویج تفکرات صهیونیستی در ایران شمالی از جمله اهداف رژیم صهیونیستی میباشد. کنفرانس یهودیان در سال (1380) 2001 نیز با چنین هدفی در باکو برگزار شد. اسرائیل با بهرهگیری از اقلیت یهودی ساکن و بیشتر در چارچوب فعالیتهای اقتصادی در جمهوری قفقاز از آنان به عنوان اهرم نفوذ برای ترویج اندیشههای صهیونیستی استفاده میکند. تبلیغ یهودیت در جمهوری آذربایجان نیز از جمله نتایج مناسبات باکو با رژیم صهیونیستی است. مؤسسات اسرائیلی با شیوههای مختلف از جمله کمکهای مالی به خانوادههای فقیر و گرسنه، برگزاری مراسمهای مختلف سخنرانی و ... به تبلیغ یهودیت پرداخته و کوشش میکنند با جذب مسلمانان مستضعف، تعداد یهودیان را در این کشور افزایش دهند. یهودیان، جمهوری آذربایجان (ایران شمالی)را یکی از خاستگاههای اصلی قوم یهود معرفی میکنند.
از این رو میتوان گفت، ایران شمالی جایگاه خاصی در سیاست خارجی رژیم صهیونیستی دارد و حتی مقامات تلآویو نیز بر آن اذعان کردهاند. برای نمونه، رومان برونفمان(3)، عضو پارلمان اسرائیل و رئیس هیأت اسرائیلی شرکت کننده در مراسم تدفین حیدر علیاف، در سال 1382 (2003 ) با تأکید بر اینکه حیدرعلیاف شخصی بود که کشور را به کشوری معاصر، غربگرا تبدیل کرد افزود که اسرائیل جایگاه خاصی را در سیاست خارجی خود به باکو اختصاص داده و تصمیم مبنی بر اعزام کمیسیون ویژه به باکو نمایانگر احترام عمیق به حیدرعلیاف میباشد که کارهای زیادی برای تحکیم روابط دوجانبه انجام داده است.(4)
به باور کارشناسان سیاسی، نیاز جمهوریهای منطقه قفقاز به سرمایه و تکنولوژی، وجود رهبران لائیک در منطقه، سانسور جنایات رژیم تروریستی اسرائیل در رسانههای جمعی منطقه و وجود جمعیت یهودیان در منطقه قفقاز و آسیای مرکزی، از عوامل تسهیلکننده حضور اسرائیل در قفقاز جنوبی است. اسرائیل با همیاری ترکیه و آمریکا اهداف توسعهطلبانهای در منطقه قفقاز جنوبی دنبال میکند که بخشی عمده از آنها برای منزوی کردن ایران و روسیه و جلوگیری از شکلگیری و تثبیت همکاریهای جمعی در منطقه و استفاده از اراضی کشورهای منطقه برای انجام اقدامات ضدامنیتی است. اغلب اهداف اسرائیل در منطقه قفقاز جنوبی تنشزا بوده و ترتیبات امنیتی این منطقه را پیچیده میسازد. در واقع رژیم صهیونیستی بنابر ماهیت جنگطلبانه خود، وضعیت «نه جنگ، نه صلح» در منطقه را زمینه مناسبی برای حضور در این منطقه میداند و در این راستا نیز تلاش میکند. تحرکات مشکوک اسرائیل در رابطه با مناقشات آبخازیا و اوستیای جنوبی و قرهباغ از جمله ارتباط با دولتهای خودخوانده مناطق و رأی ممتنع به تمامیت ارضی جمهوری آذربایجان (ایران شمالی) در سازمان ملل نشاندهنده این امر است. حتی تلاشهای اقتصادی اسرائیل در منطقه قفقاز نیز ماهیتی سیاسی و امنیتی دارند.
پس از فروپاشی شوروی، رژیم صهیونیستی یکی از بازیگران فعال در رابطه با دولت باکو بوده است. روابط رسمی رژیم صهیونیستی و دولت باکو در سال1371 (1992) آغاز شد و پس از آن رژیم صهیونیستی کوشیده است در همه زمینهها مناسبات خود را با باکو گسترش دهد. وجود عناصر رادیکال و ضدایرانی در دولت باکو در اوایل استقلال نظیر ابوالفضل ایلچیبیگ، زمینه را برای نفوذ رژیم صهیونیستی هر چه بیشتر فراهم ساخته بود. البته به رغم تمام تبلیغاتی که توسط امپراتوری رسانهای صهیونیستها در سطح جهان از جمله قفقاز میشود، انزجار از رژیم صهیونیستی در میان مردم باکو و سایر شهرها و مناطق مانند گنجه ، لنکران، و ... مشهود است. از این رو نیز رژیم صهیونیست در ابتدا کوشید از کانال ترکیه وارد باکو شده و این کشور را مرکز ثقل سیاستهای خود در قفقاز قرار دهد. اتحاد سه جانبه آنکارا، باکو و رژیم صهیونیستی نیز در این راستا مطرح شده است. رژیم صهیونیستی علاوه بر استفاده از ترکیه، برای نفوذ و حضور در ایران شمالی به دو حربه اقتصاد و اشاعه دموکراسی نیز تمسک جسته است. در این راستا قراردادهای مختلف اقتصادی میان رژیم صهیونیستی و دولت باکو و نیز میان شرکتهای دو طرف امضا شده است. تلآویو در پوشش این فعالیتهای اقتصادی و صدور فناوریهای جدید، اهداف امنیتی خود را تعقیب کرده است. از این رو، جای تعجب نیست که فعالیتهای کشاورزی رژیم صهیونیستی در اراضی نزدیک به ایران متمرکز است و یا فعالیتهای مخابراتی رژیم صهیونیستی در اراضی و شهرهای مرزی نزدیک به ایران متمرکز است . رژیم صهیونیستی از طریق نهادهایی نظیر سوروس و سوخُنوت و سلام ـ شالوم به بهانه اشاعه دموکراسی و همچنین در چارچوب مؤسسات به ظاهر خیریه، به دنبال پیگیری اهداف توسعهطلبانه خود در کشور است و این گونه فعالیتهای رژیم صهیونیستی به ویژه پس از درگذشت حیدرعلیاف، به شدت در این کشور افزایش یافته است. در این میان، به رغم ناخشنودی جهان اسلام، دولت باکو در دوران حکومت علیافها سطح مناسبات خود را با رژیم صهیونیستی کاهش نداده است. حال آنکه ترکیه که مناسباتی به مراتب عمیقتر با رژیم صهیونیستی داشته است، بارها این اقدام را در شیوههای مختلف انجام داده است. دلیل این امر در وهلة اول دشمنی دولت باکو با ارزشهای اسلامی و هراس از رویکرد جدّی مردم به آموزههای دینی است که میتواند برای دولت ضددینی باکو مشکلات جدّی فراهم کند و در وهلة بعد اهداف اقتصادی، سیاسی و نظامی است که باکو از مناسبات با رژیم صهیونیستی دنبال میکند. اما هیچ کدام از انتظارات باکو تحقق نیافته است و نه تنها از سرمایهگذاریهای کلان و سودمند اسرائیل در اقتصاد باکو خبری نیست، بلکه حضور شرکتهای اسرائیلی در اراضی اشغالی و به نفع جداییطلبان قرهباغ، همچون خنجری از پشت به باکو محسوب میشود. اسرائیل به خاطر ملاحظات در مناسبات با ارمنستان از فروش تجهیزات نظامی قابل توجه به باکو خودداری و حتی چندین بار رأی مثبت به تمامیت ارضی جمهوری آذربایجان (ایران شمالی) نیز نداده است و به لغو مصوبه 907 آمریکا که درخواست مکرر باکو از لابی یهودی است، کمکی نکرده است. (طبق این مصوبه دولت باکو از برخی کمکهای آمریکا محروم است) این در شرایطی است که رژیم صهیونیستی اهداف گسترده و تنشزایی در ایران شمالی (جمهوری آذربایجان) دنبال کرده و میکند. خلل در مناسبات ایران با باکو، تخریب وجهه ایران، تضعیف گروههای اسلامی و تقویت فرقههای ضالّه نظیر بهاییها، تلاش برای جلب همکاری دولت باکو در مجامع بینالمللی، خارج کردن خود از بحران مشروعیت سیاسی، جلوگیری از تشکیل جبهه ضد اسرائیلی در قفقاز و گسترش سطح تماس با برخی کشورهای اسلامی به منظور ایجاد تفرقه میان آنها و ترویج تفکرات صهیونیستی از جمله اهدافی هستند که رژیم صهیونیستی در خصوص قفقاز و دولت باکو دنبال میکند. آنچه مسلم است اینکه اقدمات رژیم صهیونیستی، عملاً نتوانسته در کاهش انزجارها از این رژیم نقشی داشته باشد و افزایش استقبال مردم ایران شمالی (جمهوری آذربایجان) از مراسم روز جهانی قدس که هر سال تکرار میشود، هر چه بیشتر دولتمردان رژیم صهیونیستی را نگران ساخته است.
پینوشتها: ــــــــــــــــــــ
1. شیخ عطار، علیرضا. « ریشههای رفتار سیاسی در قفقاز و آسیای مرکزی»، نشر دفتر مطالعات سیاسی و بینالمللی ، تهران، 1371.
2. E . Naye
3. Ruman Beronfeman
4. کاظمی، احمد. « گرجستان در التهاب سیاسی» نشریه سیاسی نظامی، شماره 270 ، سال نوزدهم، (بهمن 1382).